گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٠٦
در نوشتههاى عبرى، به ويرانى هيكل با واژه «حوربان» اشاره مىشود. واژهاى كه براى اشاره به هر كشتارى كه بر يهوديان وارد مىشود نيز به كار مىرود و از آن جمله به نابودى يهوديان اروپا به دست نازىها مىتوان اشاره كرد.
٥. بازسازى هيكل عبارت «بازسازى هيكل» به دو معنا به كار مىرود:
الف) بازسازى هيكل بعد از بازگشت يهوديان از بابل با فرمان كورش هخامنشى (٨٣٥ ق. م) صورت گرفت و آن را «هيكل دوم» ناميدند كه نبايد با هيكل اول كه بخت النصر آن را ويران كرد اشتباه شود. بعد از آنكه برخى از اقوام مقيم سرزمين فلسطين به اين بازسازى اعتراض داشتند، پادشاه فارس، داراى اول، دستور ادامه بازسازى هيكل را داد. واقعيت آن است كه به كارگيرى عبارت «بازسازى هيكل» به اين معنا بسيار كم است. و معانى بعدى كه در ذيل مىآيند، رايجترند:
ب) بازسازى هيكل بعد از بازگشت ملت يهود به صهيون در آخر الزمان و به رهبرى «ماشيح».
اين همان هيكل سوم است به اين اعتبار كه هيكل دوم همان بود كه هيرود آن را بنا نهاد و تيتوس ويرانش ساخت.
با توجه به نظر فرقههاى مختلف يهودى در عصر جديد در مورد بازسازى هيكل، مىتوانيم از ابتدا آنها را به صهيونيستها و غير صهيونيستها تقسيم نماييم. اما غير صهيونيستها با بازگشت فعلى و به دنبال آن بازسازى هيكل مخالفاند. اصلاح طلبان دعاهاى مخصوص بازسازى هيكل را حذف كردهاند و از سال ١٨١٨ ميلادى واژه انگليسى «Temple» را كه به معناى «هيكل» است براى اشاره به هيكلهاى يهودى به كار بردند. در واقع منظورشان اين است كه معبد هر كجا يافت شود جايگزين هيكل مىشود و هيكل را هرگز نمىتوان بازگرداند. اما يهوديان ارتدوكس، استفاده از واژه يونانى «سينا جوج» را براى اشاره به هيكل يهود ترجيح مىدهند تا واژه «هيكل» دلالت مشخص و محدودى داشته و تنها به هيكل قدس اشاره داشته باشد. ارتدوكسها دعاهاى مربوط به بازگشت را حفظ كردهاند، و از نگاه ارتدوكس، «بازگشت» مسألهاى است كه به بازگشت «ماشيح» ارتباط دارد. اما اين مسأله براى محافظهكاران چيزى شبيه مجاز و چشم انتظارى آرمانى، طوبايى و مثالى مىباشد.