مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٧٢ - شکستن بهلول سر ابوحنیفه را با کلوخ
موجودٌ لا یجوز علیه الرُّؤیة، و هذا أیضًا کذبٌ؛ لأنّ کلّ موجود مرئیّ.“
فلمّا سمع البهلول کلامَه عمد إلی مَدَرةٍ کبیرة فرمی بها إلی رأس أبیحنیفة و شجّه فی رأسه و جری الدّم علی وجهه؛ فرکب البهلول قصبته و مضی مع الأطفال. فخرج أبوحنیفة و أتی شاکیًا إلی الخلیفة هارون الرَّشید؛ فلمّا رآه غضب غضبًا شدیدًا و أمر بإحضار البهلول. فلمّا حضر سأله: ”لِمَ فعلتَ بإمام المسلمین هذا الفعل؟!“ فقال: ”سَله عن هذا: أ ما قال: إنّ جعفر بن محمّد علیهماالسّلام کذب فی قوله: إنّ للعبد فعلًا؛ بل الأفعال کلّها من الله! فاذا کان هذا مذهبه، فالله سُبحانه الّذی شجّه بهذا المَدَر، فما یکون تقصیری أنا! و قال أیضًا: إنّ الجنس لا یتعذّب بجنسه؛ فهذا أبوحنیفة مخلوق من التّراب و هذا المَدَرَ من التّراب، فَلِم تعذّب أبوحنیفة به؟! و أیضًا قال: إنّ کلّ ما هو موجودٌ مرئیّ؛ فسله أنّ هذا الألَم الّذی حصل له من هذه الشجّة أهو مَرئیٌّ أم لا؟!“ فأفحم أباحنیفة فمضی البهلول و ترکه[١].»[٢]و[٣]
[١]. حقیر سیّد محمّد حسین حسینی طهرانی ـ عُفِی عنه ـ گوید: این قضیّه با تاریخ مطابقت نمیکند؛ زیرا شهادت حضرت صادق علیه السّلام در سنۀ ١٤٨ واقع شد و وفات ابوحنیفه در سنۀ ١٥٠، و میدانیم که: اوّل خلافت آل عبّاس به دست أبوالعبّاس سفّاح، در سنۀ ١٣٢ بوده است؛ و خلافت برادرش منصور دوانیقی در سنۀ ١٣٦، و مرگ منصور در سنۀ ١٥٨ بعد از ٢٢ سال؛ و پس از او خلافت به پسرش محمّد بن منصور ملقّب به مَهدیّ رسید، و او ١١ سال خلیفه بود و در سنۀ ١٦٩ بمرد؛ و بعد از او به پسرش موسی بن محمّد بن منصور ملقّب به هادی رسید، و او در سنۀ ١٧٠ بمرد؛ و خلافت به برادرش هارون بن محمّد بن منصور ملقّب به رشید رسید، و وی ٢٣ سال بر این اریکه سوار بود تا در سنۀ ١٩٣ بمرد؛ و خلافت به محمّد أمین پسرش رسید. روی این اساس، داستان بهلول که در زمان هارونالرّشید ذکر شده است باید در میان ٢٣ سال از سنۀ ١٧٠ تا سنۀ ١٩٣ واقع شده باشد، درحالیکه دانستیم ابوحنیفه مرگش در سنۀ ١٥٠ بوده است، یعنی بیست سال تا چهل و سه سال قبل از داستان حکایت شدۀ از بهلول که وی معاصر و از خویشاوندان هارون بوده است!
[٢]. الأنوار النعمانیّة، ج ٢، ص ٢٦٥.
[٣]. جنگ ٢٤، ص ٣٦٤.