مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٩٢ - دربار١٧٢٨ کتاب
و هم صاحب ریاض گوید: ”کتاب حدیقة الشّیعة ملاّ احمد أردبیلی را سیّد جلالالدین محمّد بن غیاث بن محمّد تلخیص کرد.“ و از کلام او معلوم میشود این کتاب حدیقة الشّیعة که امروز متداول و در دست ماست، از محمّد بن غیاث بن محمّد است؛ و نسبت دو کتاب مذکور را به ابنحمزه، از وی نقل کرد، نه از ملاّ احمد اردبیلی؛ چون محتمل است او هنگام تلخیص قصّه، ابنحمزه را افزوده باشد.
و در روضات گوید: ”أصل کتاب حدیقة الشّیعه را از مؤلّف دیگر مقدّم بر ملاّ أحمد أردبیلی دیدهاند.“
باری کتاب حدیقة الشّیعه به صورت فعلی از مقدّس اردبیلی نیست، و از گفتههای اهل فن چنان نتیجه باید گرفت که این کتاب را یکی از مؤلّفان آغاز دولت صفویّه یا أواخر دولت گورکانیان در شرح حال پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و دوازده امام علیهمالسّلام نوشته است؛ شبیه روضة الشّهداء ملاّحسین کاشفی، و زینة المجالس، و چند کتاب فارسی دیگر در مناقب أئمّۀ اثنیعشر علیهمالسّلام که عبارت آنها فصیح و شیرین است امّا روایات ضعیف بسیار دارد.
و نام ملاّ احمد اردبیلی و زبدة البیان در این کتاب از آنجا آمد که نسخهای از این حدیقة در تصرّف ملاّ احمد اردبیلی بوده و در حاشیۀ آن توضیحاتی نوشته است، و ناسخان پس از آن، جزء متن کردهاند. و باز محمّد بن غیاث بن محمّد آن را تلخیص کرده است؛ و گرنه أخبار ضعاف و بیاصل را با عبارت فارسی فصیح نمیتوان به عالمی مدقّق نسبت داد که اصلاً آذربایجانی بوده و در نجف أشرف پرورش یافت. و ما هرگز احتمال نمیدهیم محقّق اردبیلی تألیف دیگری را انتحال کند، و چون با آن علم و تقوا و شهرت و قبول عامّه و جاه و عزّت که داشت، حاجت نبود کتابی ضعیف را به خویش نسبت دهد. و عجیبتر آنکه گوید:
مرا گذر به اصفهان افتاد، دیدم که مردم آن بلده شیخ أبوالفتوح عجلی شافعی را شیخ أبوالفتوح رازی نام کرده بودند، و به این بهانه به عادت پدران خویش قبر آن سنّی صوفی را زیارت میکردند؛ اگرچه از مردم آن دیار أمثال این