مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٤ - ربیع بن خُثَیم
بک و لا بنا و لا بالمسلمین عمّن یقاتل العدوّ من الکفار؛ فولِّنا بعضَ الثَّغور نَسکُنُه، ثمّ نقاتل عن أهله!
فوجَّه علیّ علیهالسّلام الرّبیع بن خثیم علی ثَغر الرّی.“»
إلی أن قال: «و رَوَی هو عن الصّادق علیهالسّلام، و ذلک أنّه روِی فی باب الطّواف من التّهذیب عن الکلینی (ره): ”... عن الربیع بن خثیم قال: شهدتُ أباعبدالله علیهالسّلام فی الطّواف[١]....“»[٢]
أقول: این کلام از مامقانی اشتباه است؛ زیرا خودش در صفحۀ بعد ربیع بن خثیمِ دیگری را نام برده و این روایت را به او منتسب کرده است، و از جهاتی استدلال کرده است که نمیتواند این ربیع بن خثیم باشد، زیرا ربیع قبل از سنۀ هفتاد هجری در ٦١ و یا در ٦٣ فوت کرده است و حضرت صادق علیهالسّلام هنوز متولّد نشده بودند. فراجع؛ فإنّ الجواد قد یکبو.[٣]
مامقانی استدلال بر صحّت ایمان ربیع بن خثیم میکند، تا اینکه میگوید:
«فتحصّل من ذلک کلّه أنّ ما صدر عن المحدّث النوری (ره) من رمی الرّجل بضعف الإیمان و نقص العقل، جرأةٌ عظیمة کجرأته علی الإصرار علی تحریف کتاب الله المجید، و تفضیلِه سلمانَ علی أبیالفضل علیهالسّلام.»
تا آنکه گوید: «قال الشّیخ البهائی (قده):
”إنّه کان کثیر تقرُّبٍ عند أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، و له مدخل فی قتل عثمان؛ و عند[٤] توجّه عسکر الإسلام إلی خراسان للجهاد مع الکفّار کان
[١]. خ ل: و هو یُطاف.
[٢]. تهذیب الأحکام، ج ٥، ص ١٢٢.
[٣].مثلٌ یُستعمل فی مَن انکبّ علی وجهه. (محقّق).
[٤]. خ ل: لمّا.