ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٦ - ٧ - لم يجمع بيت واحد و انا ثالثهما،
است از اسرار وحى و نبوت و علوم تنزيل و دقايق تأويل اينها بر صفحه نفس قدسى او. وجه استعاره آن است كه اين علوم و اسرار انسان را از تاريكيهاى جهل و نادانى در طريق حق به سوى حق تعالى راهنمايى مىكند چنان كه نور مادى در راههاى محسوس راه انسان را روشن مىسازد و چون روشنايى، خود بهره بصرى است با آوردن واژه رويت و ديدن اين استعاره را ترشيح فرموده، و كلمه ريح را نيز از موقعيت و مقام پيامبرى و رازهاى آن استعاره آورده و براى ترشيح از واژه شمّ بوييد استفاده فرموده است به دليل آن كه، بهره حس شامّه است.
اما اين كه حضرت صداى ناله شيطان را مىشنيد، پيش از اين در باره چگونگى شنيدن انسان صداى فرشته و شيطان و ديدن صورت او، توضيح داديم، كه اين امور در صورتى ميسر است كه نفس آدمى براى طلب معانى معقول و فرود آوردن آن به طرف صفحه خيال، از قوه مخيله كمك بگيرد تا آن را به شهود سمعى، حس مشترك برساند.
از اين مطالب چنين استفاده مىشود كه امام (ع) آمادگى داشت كه صداى گريه شيطان را بشنود، اين ديو حيلهگر، هنگامى كه از پيروى مردم و تسليم آنان در برابر دستورهاى گمراه كنندهاش نااميد شد، فريادش به ناله بلند شد، زيرا متوجه شد كه خلق حاضر نيستند در برابر او خضوع كنند و، وى را بپرستند.
توضيح اين كه نفس مقدس امام (ع) معناى شيطان را همراه با مفهوم يأس و اندوه تصور مىكرد و سپس نيروى تصوير ساز مخيلهاش آن را به صورت فرياد زننده اندوهگين تصوير و به سوى صفحه خيال پايينش مىآورد، اين بود كه آن حضرت ناله دردناك شيطان را مىشنيد. و اين معنا را سخن رسول خدا تأييد مىكند موقعى كه در مورد اين امور از پيامبر سؤالهايى مطرح ساخت، فرمود: آنچه را كه من مىشنوم، تو نيز آن را مىشنوى و آنچه مىبينم تو نيز