ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
(١٢٢٢) ٢٢٢- از خطبههاى آن حضرت (ع) است: هنگامى كه عازم به سوى بصره بود در محل ذى قار اين خطبه را ايراد فرمود، واقدى در كتاب جمل آن را ذكر كرده است:
: فَصَدَعَ بِمَا أُمِرَ بِهِ وَ بَلَّغَ رِسَالاتِ رَبِّهِ- فَلَمَّ اللَّهُ بِهِ الصَّدْعَ وَ رَتَقَ بِهِ الْفَتْقَ- وَ أَلَّفَ بَيْنَ ذَوِي الْأَرْحَامِ- بَعْدَ الْعَدَاوَةِ الْوَاغِرَةِ فِي الصُّدُورِ- وَ الضَّغَائِنِ الْقَادِحَةِ فِي الْقُلُوبِ (٥٤٤٧٣- ٥٤٤٤١)
[لغات]
(ذوقار) [١]: جايى است نزديك شهر بصره كه قبل از اسلام جنگ ميان عربها و فارسيان در آن جا واقع شد.
(صدع): قطع كردن و از هم پاشيدن.
(واغره): چيزى كه داراى گرماى بسيار شديدى باشد، و فى صدره وغرة يعنى در سينه او دشمنى و كينهاى وجود دارد كه از خشم مىتابد، و عداوة واغرة: دشمنى شديدى (ضغاين): كينهها.
[ترجمه]
«پيامبر اكرم به آنچه مأمور شده بود حقيقت را آشكار كرد و پيغامهاى پروردگار خود را رساند، پس خداوند به وسيله او از هم گسيختهها را مرتب و پراكندگيها را گردآورى فرمود، و ميان خويشاوندان و بستگان كه دشمنى شديد در سينههاى آنها قرار داشت و آتش كينه دلهايشان را مىسوخت، پيوند الفت برقرار كرد».
[١] ما بين كوفه و واسط جايى است كه حضرت هنگامى كه از مدينه به جانب بصره حركت كرد، در آن فرود آمد، و مردم با او بيعت كردند و پس از آن جنگ جمل به وقوع پيوست.