ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٣ - ٧ -«و كثرة علل النفوس»
و چون زمان ظرف وقوع تمام اينهاست و زمان از عواملى است كه صلاح و فساد را مهيّا مىكند آن را گاهى به صلاح و زمانى به فساد متّصف مىكند.
٧- آخرين فايده: اميدوارى براى بقاى آن حكومت زياد شده و بر عكس، طمع دشمنان و اميد آنان به نابودى و فساد حكومت، به يأس و نوميدى مبدّل مىشود.
زيانهاى ناشى از عدم رعايت حقوق متقابل از ناحيه فرمانروا و مردم
(٥١٢٩٧- ٥١٢٣٣)
فاذا غلبت ...،
اين فرمايش امام (ع) اشاره به بسيارى از ناگواريهايى است كه در صورت مخالفت رعيّت با دستورهاى زمامدار و ظلم و استبداد او نسبت به مردم لازم مىآيد، و آنها از اين قرارند:
١- اختلاف آرا و عقايد كه از آن به عنوان اختلاف كلمه تعبير فرموده است، زيرا اختلاف عقيده علت اختلاف در كلمه و باعث پيدايش فرقههاى گوناگون مىشود.
٢- علامتها و نشانههاى جور و ستم آشكار مىشود، و اين امرى روشن است چون با نبودن اسباب عدل، فقدان عدل و ظهور ظلم و ستمگرى ضرورى است.
٣- فساد و تباهى در دين زياد مىشود، زيرا نظرات مردم با رأى پيشواى عادل كه جمع كننده آراء است هماهنگى ندارد و هر فردى به جانب خواسته خود كه تباه كننده دين و مخالف با آن است، مىرود.
٤- راه و روش آداب و سنتها، از جانب زمامدار به واسطه ستمگريهايش، و از ناحيه مردم، به علّت بر هم خوردن نظام فكريشان، متروك خواهد ماند.
٥- كارها بر پايه هوسها و تمايلات نفسانى انجام مىشود و علت آن قبلا گذشت.
٦- تعطيل احكام شرع كه در اثر عمل بر طبق هوا و هوس واقع مىشود.
٧- «و كثرة علل النفوس»
شارح براى «علل» دو معنى آورده است از اين قرار: