ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٣ - حقيقت معناى تكبر
تشنگى او را از بين مىبرد.
مقدمهاى در باره موضوع خطبه
در اين خطبه كبر و خود پسندى و پىآمدهاى شوم آن، كه بىاعتنايى به حقايق و تعصب جاهلانه در برابر غير خداست، مورد نكوهش و مذمّت واقع شده است تا براى جامعه انسانى درسى باشد، كه خلاف آن را اختيار كنند يعنى متواضع و نرمخو باشند. در مقدمه كتاب بيان كرديم كه سخنران به منظور توجه شنوندگان لازم است در آغاز سخن كلّياتى از مطالب خود را بطور اجمال ذكر كند، در اين خطبه نيز حضرت نخست عزّت و كبريايى را مخصوص حق تعالى، و بر غير او حرام و ممنوع دانسته و سپس داستان گردنكشى و تكبر ابليس را بر آدم ذكر، و او را نكوهش و مذمت فرموده و بيان داشته است كه او به دليل داشتن اين صفت رذيله و اين عمل ناپسند از درگاه حق تعالى طرد شده و به زبان همه پيامبران الهى مورد لعنت قرار گرفته است و به اين دليل انسانها را آگاه ساخته تا از او دورى كنند و از اين صفت ناپسند او يعنى تكبّر و خود پسندى كه مايه بدبختى وى شد، بر حذر باشند، حال چون هدف اصلى از ايراد اين خطبه شريف، مذمت صفت تكبّر و خود بزرگ بينى و نهى از اين ويژگى ناپسند است، لازم است براى روشنتر شدن مطلب به حقيقت تكبّر و ثمرات آن و نكوهشها و مذمتهايى كه از اين خصيصه ناپسند، شده اشارهاى داشته باشيم.
حقيقت معناى تكبر
تكبر هيأتى است نفسانى كه چون انسان خود را از ديگران كاملتر و بلند مرتبهتر تصور مىكند، برايش حاصل مىشود، و نتيجه آن، بلند پروازى و فخر فروشى و در كلّ، خود بزرگ بينى مىباشد و چون صفت بسيار ناپسندى