ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢ - لو وصفتم فى العذر
حسنه و وادار كردن آنهاست بر اين كه به سخنان نيكو خو گرفته و زبان خود را به آن عادت دهند، امام عليه السلام با اظهار ناخشنودى خود نسبت به ناسزاگوئى و نهى كردن از آن، حكم حرام بودن آن را صادر فرموده است، چنان كه پيامبر اكرم نيز فرموده است: «من براى لعن و سبّ مبعوث نشدهام [١]» و جاى ديگر به درگاه خدا عرض مىكند: «خدايا! من بشرى بيش نيستم، پس هر گاه انسانى را نفرين كردم تو آن را به سود او قرار ده، نه به زيان او، و او را به راه راست هدايت فرما [٢].»
(٤٩٥٥٣- ٤٩٥٣٣)
لو وصفتم ... فى العذر
يعنى، اگر از ناسزاگوئى مخالفان، صرف نظر كرده، كارهاى ناشايست آنها را بر ايشان بر مىشمرديد و از روى خيرخواهى و راهنمائى، ستمگرى و انحراف آنان را يادآور مىشديد و سپس به جاى دشنام، اين چنين در حق ايشان به دعا مىپرداختيد به درستى نزديكتر بود، زيرا موقعى كه كارهاى زشت آنان را تذكر داده و آنها را نصيحت مىكرديد، اميد مىرفت كه به سوى حق برگردند، و نيز براى شما بهترين اتمام حجت محسوب مىشد، زيرا بعدا مىتوانستيد ادعا كنيد: وظيفه خود را انجام داده و براى دست برداشتن از خلافكارى آنها را نصيحت كردهايد، ولى آنان گوش ندادهاند.
قلتم عطف بر كلمه وصفتم و قبل از آن، لو در تقدير است، و نيز جواب شرط بعد از پايان دعا، مقدّر است، و هر دو، به قرينه قبلى حذف شده است و تقدير آن چنين است، اگر اين دعا را بر زبان جارى مىكرديد، در گفتار درستتر و در مقام عذر رساتر بود.
دعائى كه حضرت به اصحاب خود مىآموزد، با وضعيت جنگ مناسبت است و در آن، چند موضوع از خدا درخواست شده است:
[١] ما بعثت لعّانا و لا سبّابا.
[٢] اللهم انى بشر فاذا دعوت على انسان فاجعل دعائى له لا عليه واهده الى الصراط المستقيم.