ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٣ - فمن معصيته،
٣- بر تقدير اخير، مراد از شش هزار سال، سالهاى متعارف نزد ما باشد يا سالهايى كه قبل از خلقت آدم مرسوم بوده است كه هر سالى هزار سال يا پنجاه هزار سال از سالهاى ميان ما باشد، وقتى كه اين همه احتمال در مطلبى وجود داشته باشد، يقين به هيچ كدام پيدا نمىشود، بدين علت حضرت تعبير به لا يدرى غير معلوم فرموده است اما ديگرى از شارحان نهج البلاغه مىگويد: از اين كه امام آن مدت را شش هزار سال تعيين كرده و سپس فرموده است كه معلوم نيست از چه سالهايى باشد، چنين بر مىآيد كه اين مطلب را يا بطور اجمال از پيامبر اكرم بدون شرح و تفصيل شنيده بوده است، و يا اين كه به وجه كامل آن را مىدانسته، اما آن را از مردم پنهان ساخته است، زيرا مىداند كه درك كردن سالهاى آخرت براى آنان بسيار دشوار و غير قابل هضم است زيرا در صورتى كه عبادت شيطان شش هزار سال و هر روزى از آن سالها پنجاه هزار سال به سالهاى دنيا باشد، حاصل ضرب شش هزار سال در سيصد و شصت روز كه در پنجاه هزار ضرب شده باشد، يك صد و هشت هزار ميليون سال مىشود كه عددى بسيار سنگين است و بر فرضى كه اندازه هر روز را هزار سال بدانيم از ضرب شش هزار سال در سيصد و شصت هزار، دو هزار و صد و شصت ميليون سال مىشود كه اين نيز بر ذهنها گران مىآيد، از اين رو حضرت تفصيل مطلب را براى مردم بيان نفرمود.
(٤٣٥٠٦- ٤٣٤٩٨)
فمن ... معصيته،
در اين جمله از راه استفهام انكارى هيچ شخصى را كه متصف به صفت ناپسند تكبر باشد از لعنت و عقوبت الهى سالم و بر كنار نمىداند، و جمله يسلم على اللَّه، يعنى اين كه به سوى خدا برگردد، در حالى كه از لعنت و عذاب او سالم باشد، چنان كه وقتى چيزى سالم به سوى تو برگشت و خراب و تلف نشده بود، مىگويى سلم علىّ هذا لشيء. حرف باء در عبارت بمثل معصيته، براى مصاحبت است يعنى چه كسى سالم از كيفر الهى به سوى او