ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٥ - فإن كان لا بد من ،
باطل، امورى را كه سزاوار است مورد مباهات و تعصب واقع شود بيان كرده است كه عبارت از اخلاق بزرگوارانه و كارهاى پسنديده و امور نيكى مىباشد كه اهالى مجد و شرف از خانوادههاى عرب و بزرگان قبايل از نظر اتصاف به آن بر بقيه انسانها مزيت و برترى يافتهاند و حرف «با» در «بالاخلاق» متعلق به فعل «تفاضلت» مىباشد زيرا اين مردم بزرگوار در كارهاى نيك به سبب اخلاق پسنديده كسب فضيلت كردهاند و در فصول سابق اصول اخلاق برتر و شاخههاى فرعى هر كدام از آنها را خاطر نشان كرديم.
صفت حلم ملكهاى است از شاخههاى شجاعت و عبارت است از بردبارى و سنگينى هنگام پيدايش خشم و علل آن، و نيز خود را به خطر انداختن به خاطر حفظ مقامات پسنديده به وسيله خويهاى پسنديده و همراه داشتن آن، كه لازمهاش انجام دادن كارهاى نيكى است كه هماهنگ با صفات نيك انسانى است از قبيل بذل و بخشش كه دليل جود و سخاى نفسانى است و مثل اين كه آدمى براى اهميت دادن به عدالتخواهى و وفاى به عهد الهى از كشتن بستگانش باكى نداشته باشد. پس از توجه دادن به امورى كه شايسته است انسان به آنها ببالد، فرمود: به داشتن ويژگيهاى پسنديده تعصب داشته باشيد و بعد تفصيل آن را چنين بيان مىدارد. كه از جمله آنها ١- حفظ جوار و رعايت همسايهدارى مىباشد و اين صفت خود نتيجه دو خصلت نيك مىباشد، يكى اين كه لازمه همسايهدارى آزار ندادن اوست و اين جزء صفت عدل مىباشد دوم اين كه شرط تحققش نيكى به وى و همدردى و گذشت و راستگويى و دوستى با او مىباشد و اين امور نيز از فروع عفت است.
٢- ديگر از جمله خصال پسنديده وفاى به عهدهاست و اين نيز از شاخههاى عفت مىباشد.