ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٥٨ - ٥ - فانا صنايع ربنا لنا،
امتناع ندارد، اشاره به آن است كه گاهى روح انسان از مكرر شنيدن برخى از امور ناراحت مىشود و گويا آن را از گوش خود بدور مىاندازد چنان كه انسان آب را از دهان خود بيرون افكند.
(٥٩٣٨٠- ٥٩٣٧٥)
فدع عنك من مالت به الرميّه [١]،
ياد افراد مغرض و بد نيّت از قبيل عمر و عاص را از خاطر ببر و به آنچه در باره ما مىگويند اعتنا مكن و احتمال مىرود كه امام با اين جمله خود معاويه را اراده كرده باشد از باب اياك اغى و اسمعى يا جاره به تو مىگويم واى همسايه بشنو. كلمه رميّه استعاره از امورى است كه مورد هدف و قصد انسانها مىباشند، و چون اين امور، آدمى را جذب كرده، به انجام اعمال وادار مىكنند، ميل را به آن نسبت داده است.
(٥٩٣٨٨- ٥٩٣٨١)
٥- فانا صنايع ربنا ... لنا،
نكته پنجم، به طريق ديگر در اين جمله برترى خاندان خود را بر ديگران خاطر نشان كرده و آن عبارت از اين است كه خداوند نعمت بزرگ پيغمبرى را به اين خانواده اختصاص داده و به واسطه ايشان مردم را هم از آن برخوردار فرموده، و اين جمله در حكم مقدّمه صغراى قياس از شكل اوّلى است كه به منظور فخر و مباهات دليل آورده است كه هيچ كس را نسزد كه از نظر شرافت با آنها برابرى كند و در فضيلت با ايشان همسرى كند، و كبراى آن در تقدير چنين است: و هر كس بلا واسطه تربيت يافته و پرورده پروردگارش باشد، و مردم بعد از او، و به واسطه وى، پرورده پروردگار باشند، هيچ كس نمىتواند در شرافت و فضيلت با او برابرى كند. لفظ صنايع در هر دو موضع به عنوان مجاز به كار رفته، و از باب اطلاق اسم مقبول بر قابل و حالّ
[١] اين جمله، مثلى است براى كسى كه از راه راست بيرون رفته، به بيراهه مىرود خلاصه معنا: از كسانى كه به طمع صيد دنيا، از راه حق بيرون رفتهاند مانند عمرو عاص پيروى مكن و به سخنانشان گوش مده فيض الاسلام، ج ٢، صفحه ٨٩٦. (مترجم)