ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٠ - و ان دنياكم تقضمها،
پرخاش كرده است، نخست او را نفرين و سپس به منظور اين كه او را از اين كارى كه انجام مىدهد متنفّر سازد، به صراحت وى را به خدعه و فريبكارى نسبت داده است، و واژه خدعه در اين عبارت به طريق استعاره ذكر شده، زيرا اگر مقصود او عملى مىشد يعنى حضرت به وى ميل مىكرد و از بيت المال به او كمك و مساعدت مىكرد، نقصانى در دين او وارد مىشد و از اين طريق عمل او مانند: فريب دادن از راه دين مىشد.
(٥٣٦٠١- ٥٣٥٩٤)
أ مختبط ... ام ذو جنّه ام تهجر؟
امام (ع) پس از آن كه براى طرف مقابل اثبات فرمود كه اين عمل او، حكم خدعه و فريب دارد، وى را به خاطر اين فريبكاريش توبيخ و سرزنش كرد و به طريق استفهام و پرسش، زشتى عمل او را برايش بيان فرمود، زيرا كسى كه بخواهد شخصى مثل امام (ع) را با فريب و نيرنگ از دين بيرون سازد، معلوم است كه انديشه درستى ندارد و سزاوار است او را با ابتلاى به هر يك از اين بيماريها كه نتيجه نداشتن عقل سالم است سرزنش و توبيخ كرد.
(٥٣٦٢١- ٥٣٦٠٢)
و اللَّه ... ما فعلت،
ممكن است اين جمله دفع توهمى باشد كه طارق در خيال خود مىپروراند، زيرا او تصور مىكرد كه با اين هديهاش به مطلوب خود دست مىيابد و امام را تحت تأثير قرار خواهد داد ولى حضرت با اين فرمايش ساختمان خيالى او را درهم ريخت و بطلان انديشهاش را آشكار ساخت، مراد از اقليمهاى هفتگانه تمام قسمتهاى روى زمين است، و اين مطلب دليل بر گسترش عدالت آن حضرت مىباشد.
(٥٣٦٣٢- ٥٣٦٢٢)
و انّ دنياكم ... تقضمها،
اين سخن دلالت مىكند بر نهايت زهد آن حضرت همچنان كه در خطبه شقشقيّه نيز مىفرمايد: بهوش باشيد و بدانيد كه اين دنيا در نظر من از آب بينى بز كه وقت عطسه زدن روى لب وى ظاهر مىشود كثيفتر و پستتر است.