ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٧ - لقد رجعت النطق،
دنيا كه از آثار جغرافيايى اين عالم است براى او تحقّق ندارد، بلكه از باب مجاز است به دليل اين كه جزئى از كلّ زمان است كه ذاتا و حقيقة سرمدى مىباشد.
(٥٢٢٨٠- ٥٢٢٣٨)
شاهدوا ... عاينوا،
اين فرمايش حضرت اشاره است به آن كه سختى و شدّت دردها و عذابهاى آخرت خيلى بيشتر از دردها و مصيبتهاى دنياست، و اين امر، هم از طريق وحى و ديانت شناخته شده و هم از اين نظر كه بكلّى دردهاى روحى و عقوبتهاى نفسانى از مجازاتهاى بدنى و جسمى دشوارتر است، مورد تاييد است.
دليل بيم و اميد ما نسبت به پاداشها و كيفرهاى آخرت شنيدن اوصاف آنهاست، و چون ما امور آن جهان را با اين عالم مقايسه مىكنيم سختيهاى آن بر ما هموار و باعث كم شدن خوف و رجاى ما مىشود، امّا وقتى كه رفتيم و آن صحنههاى هولناك را مشاهده كرديم، در خواهيم يافت كه آنها به درجاتى دشوارتر و ترسناكتر از آن است كه ما تصور مىكرديم. بنا بر اين موقعى كه ديگران جلوتر از ما مردند و رفتند شدت آن را پيش از ما درك مىكنند و آن چنان براى آنان هولناك است كه حتّى اگر زبان سخنگويى داشتند از بيان و شرح اين هول و هراس عاجز و ناتوان بودند.
فكلتا الغايتين،
يعنى سرانجام افراد مؤمن و كافر كه سعادت يا شقاوت است، آنان را به سراى نهايى آخرت كه بهشت يا دوزخ است مىبرد و انديشه اين خانه پنهانى از تمام بيم و اميدهاى ديگر توانفرساتر است در اين عبارت امام (ع) مدّت را مجازا به غايت نسبت داده است.
(٥٢٢٩٠- ٥٢٢٨١)
لقد رجعت ... النطق،
اين عبارت در كمال فصاحت و بلاغت است، و مراد از «ابصار العبر» چشمهاى حقيقت بينى است كه از آنچه مىبيند پند و اندرز مىآموزد و در عبارت آذان العقول با اطلاق سبب بر مسبب يك نوع مجاز به كار