ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٩ - صدقه به أبناء الحمية،
كه شيطان بر طبق ظن و گمان حرف مىزد نه از روى علم و يقين.
٢- به گفته يكى از شارحان غير مصيب بودن آن به اين دليل است كه گمان مىكرد گمراه كردن مردم به دست اوست و به همين سبب گفت: همه آنان را گمراه مىسازم، و حال آن كه مردم به اختيار خود راه باطل را پيش گرفتند، و او اگر چه در اين گمان، كه گمراهى انسانها به اختيار اوست، خطا كرد امّا، گمان او در باره اصل گمراه شدن گمراهان با گمراه شدنشان تحقّق يافت.
٣- چون هدف امام (ع) از بيان اين مطلب نكوهش شيطان و وادار كردن مردم به دشمنى با او است لذا در كلمه أجمعين توقّف فرموده به اين معنا كه ابليس گمان كرد همه مردم را گمراه خواهد كرد و امّا اين كه پس از تهديد براى گمراه كردن همه فرزندان آدم بندگان خالص را استثنا كرد، بر طبق ظن و گمان خودش نبود، بلكه از باب تصديق سخن پروردگار بود كه فرمود: «إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ^ [١]» و بديهى است كه اين گمان شيطان نيز گمان فاسدى بود زيرا او فقط توانست برخى از انسانها را گمراه كند نه همه را.
٤- برخى ديگر از شارحان گفتهاند گمان نابجاى ابليس به اين دليل است كه وقتى تهديد كرد و گفت: همه را گمراه مىكنم، مقصودش شرك به خدا بود و هنگامى كه گفت: بجز بندگان با اخلاصت، منظورش معصومين از گناه بود كه دسترسى به آنان ندارد، پس در حقيقت به گمان او، مردم فقط دو گروه مىباشند مشرك و معصوم، و اين ظنّ غير مصيب و انديشه ناصوابى است زيرا گروههاى بسيارى هستند كه نه مشركند و نه معصوم.
(٤٣٦٠٥- ٤٣٦٠٢)
صدّقه به أبناء الحميّة،
حميت به معناى عصبانيت و خشم و غضب مىباشد، متكبّر در حقيقت از اين خشمناك است كه تصور مىكند كسى بر او
[١] سوره حجر (١٥) قسمتى از آيه (٤١) يعنى: همانا بر بندگان خاصّ من تو را تسلطى نخواهد بود.