ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٦ - انا وضعت بكلكل العرب ،
شود او را يارى خواهد كرد [١] و آيه شريفه «فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ» [٢] و نيز آيه ديگر كه مىفرمايد «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ [٣]» و جز اينها ...
(٤٥٧٥٥- ٤٥٧٤٠)
و لا أذن اللَّه فى الكّرة ... تشذّرا،
اذن خدا كنايه از فراهم شدن اسباب برگشت به سوى آنها و مهلت داشتن براى تجهيز وسايل و امكانات مىباشد، در اين عبارت ما به معناى من، به كار رفته از باب اطلاق اسم عام بر خاصّ، يا اين كه ما، به معناى الذى است.
(٤٥٧٧٠- ٤٥٧٥٨)
انا وضعت بكلكل العرب ...،
در اين قسمت حضرت فضيلت و برترى خود را از نظر شجاعت و بزرگوارى بر ديگران خاطر نشان ساخته است اما نه فقط به منظور مفاخره و مباهات كه صفتى ناپسند و مذموم است و حتى اساس اين خطبه را بر آن نهاده است، بلكه مراد آن است كه با اين سخنان دل دشمنان را از بيم و ترس، پر كند و روحيه دوستانش را تقويت نمايد.
واژه كلكل را استعاره از گروهى از بزرگان عرب قرار داده كه در صدر اسلام آنها را به قتل رساند و جمعيتشان را پراكنده ساخت و دليل مشابهت در اين مورد آن است كه اين گروه در حقيقت مركز قدرت و نيروى عرب بودند، چنان كه سينه موجود زنده جايگاه نيرو، و قوت او مىباشد و بنا بر قرائت كلاكل به صورت جمع نيز استعاره از همان اشراف عرب است كه امام با آنها جنگيد و آنان را كشت، و وجه شبه همان است كه ذكر شد و احتمال ديگر آن است كه مجاز باشد از باب اطلاق جزء بر كل يعنى مراد از سينه يا سينههاى عرب، خود عربها باشد. و
[١] استفاده شده از آيه (٦٠) سوره حج (٢٢) است: ... ثم بغى عليه ينصرنه اللَّه.
[٢] سوره يونس (١٠) قسمتى از آيه (٢٢)، يعنى: اى مردم هر ظلم و ستمى كه انجام دهيد بر نفس خود كنيد.
[٣] سوره محمد (٤٧) قسمتى از آيه (٦)، يعنى: اگر خدا را يارى كنيد شما را يارى مىكند.