ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥١ - فجعلكم مرمى نبله،
ب- زينتهاى ظاهر فريب دنيا را در جلو ديد انسان آرايش مىدهند و آنان را از لذتهاى بصرى بهرهمند مىكنند.
ج- زمزمههاى شيطانى و وساوس نفسانى كه در گوشها و دلهاى مردم مىدمند با سخنان فريبنده و آوازهاى دلفريب آنها را مجذوب دنيا كرده و از گوش دادن به نداهاى ربّانى و حقايق آسمانى آنان را باز مىدارد.
كلمات: استراقا، دخولا و نفثا همگى مفعول مطلق براى فعل محذوف خود مىباشند و از باب مثال تقدير اوّلى اين است: يسترق عقولكم استراقا.
(٤٤٠٤٨- ٤٤٠٤٠)
فجعلكم مرمى نبله،
در پايان امر، مردم را هشدار مىدهد كه شيطان را دشمن اصلى خود بدانند، زيرا اوست كه آنان را هدف تيرهاى خود قرار داده و لگدكوب گامهايش ساخته است و دستهاى ستمگرى و جنايت خود را بر روى آنها باز كرده است.
در اين عبارت چند استعاره است الف- نبل استعاره از وسوسههايى است كه هر كس را تحت تأثير بگيرد.
وى را در وادى هولناك ضلالت و گمراهى ابدى سرازير مىسازد، چنان كه هر كس مورد اصابت تير، واقع شود مرگ به سراغش مىآيد، و چون آنها هدف وساوس هستند لفظ مرمى را بر آنها اطلاق كرده است.
ب- لفظ موطىء كه به معناى لگدگاه است استعاره از از ذلت و خوارى گناه است كه بر او، وارد مىشود مثل وجود بىارزشى كه لگدمال شود و كلمه قدم به عنوان ترشيح ذكر شده است.
ج- كلمه مأخذ، استعاره از حالت گرفتارى آدميان در بندها و ريسمانهاى وساوس شيطانى مىباشد و چون معمولا گرفتنها به وسيله دست انجام مىشود لذا كلمه يد را براى ترشيح آن آوردهاند.