ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٤ - ٧ - مبتدع الخلايق بعلمه،
بدهد، تمام آن بر طبق حكمت و نظام احسن مىباشد، چون در جاى خودش كه از علم الهى بحث كرديم توضيح دادهايم كه گفتار و كردار خدا درست ميانگين، و حد وسط افراط و تفريط است كه همان عدل مىباشد.
بعضى گفتهاند: قضى به معناى فرمان داد، مىباشد چنان كه در آيه است:
پروردگارت فرمان داد كه جز او را نپرستيد و اين سخن همان گفتار ماست.
چون آنچه امر به ايجاد يا نهى از ايجادش فرموده در حقيقت امر به وقوع يا عدم وقوع آن كرده است.
(٤٢٨٤٠- ٤٢٨٣٤) ٦- به امور گذشته و آينده جهان هستى آگاهى دارد، اين مطلب اشاره به احاطه علم الهى بر تمام كليات و جزئيات مىباشد كه در خطبههاى گذشته بطور مشروح بيان شده است.
(٤٢٨٤٣- ٤٢٨٤١)
٧- مبتدع الخلايق بعلمه،
با علم و آگاهيش عالم هستى را آفريده است، چنان كه از ظاهر عبارت بر مىآيد علم و دانش خداوند سبب و علت آفرينش موجودات مىباشد، و سبب نيز به دليل سبب بودنش بر مسبب تقدم دارد، چنان كه عقيده اكثر فلاسفه اين است اما متكلمان اين مطلب را ردّ مىكنند زيرا مىگويند علم تابع معلوم است و تابع نمىتواند سبب و علت چيزى باشد بنا بر اين، حرف «با» طبق عقيده فلاسفه براى سببيّت است و به عقيده متكلمان براى مصاحبت است اما به نظر ما كه معتقديم صفات خداوند زايد بر ذاتش نيست بلكه ذات او با علم و قدرت و اراده و بالاخره با تمام صفات كمالش يكى است و اختلافى كه به نظر مىرسد بر حسب اعتباراتى است كه عقلهاى محدود و ناتوان ما از مقايسه با مخلوقات به وجود مىآورند، چنان كه تحقيق آن در خطبه اول كتاب بيان شده است، بنا بر اين فرقى نمىكند كه آفرينش مخلوقات مستند به ذات حق تعالى يا به علم و قدرت، و يا به ديگرى ا ز صفات وى باشد و اين مسأله كه آيا علم تابع معلوم است و نمىتواند سبب