ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٩ - و يذهب باحلام قومها،
(٤٢٣٦٢- ٤٢٣٥٨)
قبل ان تشغر برجلها فتنه،
اين جمله، اشاره به بنى اميّه و قوانين خلاف حق و عدل آنان و نيز بيچارگيهايى مىباشد كه در دولت ظالمانه آنها نصيب جامعه انسانى شد، و تعبير حضرت به جمله بالا: پيش از آن كه فتنه پاى خود را از زمين بردارد. كنايه از آن است كه براى جامعه سرپرستى باقى نخواهد ماند كه در هنگام غلبه ظلم و ستم بنى اميّه امور را مرتب سازد و دين الهى را محافظت كند.
(٤٢٣٦٥- ٤٢٣٦٣)
تطأ فى خطامها،
اين جمله را كه به عنوان استعاره آورده، صفت ناقهاى است كه مهارش رها شده و كسى آن را در دست ندارد و بدين جهت هنگام راه رفتن، بدون توجه، پا روى ريسمان مهار خود مىگذارد به سر در مىآيد و هر كس را كه سر راهش واقع شود لگدمال مىسازد، فتنه و فسادى كه حضرت براى آينده به مردم خبر مىدهد نيز موقعى كه در ميان جامعه رخ مىدهد همچنان نظم و ترتيب را بر هم مىزند، در حالى كه قائد و رهبرى وجود ندارد تا امور مردم را منظّم سازد.
(٤٢٣٦٩- ٤٢٣٦٦)
و يذهب باحلام قومها،
به قول برخى از شارحان معناى اين عبارت آن است كه اين فتنه و آشوب، اهل زمان خود را آن چنان بهت زده و سرگردان مىكند كه هيچ گونه آرامش و ثباتى براى آنان باقى نمىماند، و روى عقلها و خردهاى آنها را پوششى ضخيم فرا مىگيرد و هيچ راهى براى نجات از اين سرگردانى و سلامت از اين ناخوشى پيدا نمىكنند. احتمال ديگر در معناى اين عبارت آن است كه اين فتنه و فساد آن چنان مردم زمان خود را سبك مغز و بىخرد مىسازد كه با ميل و رغبت به سوى آن مىشتابند و هيچ فكر نمىكنند كه اين، فتنه است زيرا به آن خو گرفتهاند و غفلت و بىخبرى از حق و عدل، آنان را فرا گرفته است. توفيق با خداوند متعال است.