ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٧ - فاراد قومنا نار الحرب،
فضيلتشان در اسلام بود، و به گمان تو با فضيلتترين آنان در اسلام و خيرخواهترين آنها براى خدا و پيامبرش خليفه ابو بكر صديق و عمر فاروق بود، به جانم سوگند موقعيت اين دو نفر در اسلام عظيم است و مصايب آنها به سبب ناراحتيهايى كه در اسلام متحمل شدند، شديد است، خدايشان رحمت كند و آنان را پاداشى نيكوتر از اعمالشان بدهد، اما تو مطالبى در نامهات نوشتى كه اگر تمام و كامل باشد به تو ربطى ندارد و تو از آن بركنارى، و اگر ناقص و ناتمام باشد به تو صدمه و ضررى ندارد بلكه زيانش بر همان كسانى وارد مىشود كه در آن زمان بودهاند و تو را چه رابطهاى است با صديق؟ زيرا صديق كسى است كه حق ما را تصديق كند و بپذيرد، و باطل دشمنان ما را باطل داند، و تو را چه به فاروق؟ زيرا فاروق كسى است كه ميان ما و دشمنانمان فرق و امتيازى قائل شود، و نيز يادآور شدى كه عثمان از حيث فضيلت در مرتبه سوم است، عثمان اگر نيكوكار بوده است، بزودى پروردگار بسيار آمرزندهاى را ملاقات مىكند، كه گناه را بزرگ نمىبيند و آن را مىآمرزد، به جان خودم سوگند از خدا اميدوارم روزى كه هر كس را به اندازه فضيلتش در اسلام و خيرخواهيش نسبت به خدا و پيامبرش پاداش دهد، بهره ما را از همه بيشتر عطا فرمايد زيرا، آن گاه كه محمد (ص) مردم را به سوى ايمان به خدا و توحيد فرا خواند ما اهل بيت، نخستين كسانى بوديم كه به او ايمان آورديم و آنچه را گفت پذيرفتيم و سالها با محروميت بسر برديم و از ميان عرب در روى زمين كسى غير از ما خداى را عبادت نمىكرد.
دنباله اين مطالب به اين جمله آغاز مىشود:
(٥٦٢٣٠- ٥٦٢٠٠)
فاراد قومنا ... نار الحرب،
و سپس اين عبارات آمده است: و مخالفان در ميان خود پيمان نامهاى عليه ما نوشتند كه با ما غذا نخورند و آب نياشامند و با ما ازدواج و هيچ داد و ستد نكنند. براى ما هيچ امنيّتى در ميان آنان نبود مگر اين كه پيامبر به آنها تحويل داده شود تا او را به قتل رسانند و مثلهاش كنند، پس