ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٤ - فبلغ الرسالة ،
دارد: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ ...»^ [١]
زيرا، هدايتى كه در اين آيه شريفه ذكر شده به معناى روشن ساختن راه و جمله ليظهره على الدين كله اشاره به برخى از هدفهاى بعثت پيامبر است و عبارت: بظهور الفلج در سخن امام نيز به همين معنا مىباشد و فلج به ضمّ فاء و سكون لام به معناى پيروزى و با ضمّ لام به معناى شاعر و سخنران نيز جايز است.
(٤٠٤٦٨- ٤٠٤٤٣)
فبلّغ الرسالة ...،
اين جمله اشاره است به اين كه پيامبر اكرم امانت الهى را كه عبارت از وحى بود، به حق ادا فرمود، و منظور از صدعه بالرّساله روشن و آشكارا ساختن ماموريت رسالت مىباشد و در گذشته [٢] معلوم شد كه اصل صدع به معناى شقّ و جدا كردن است كه گويا پيامبر (ص) با اظهار نبوّت و رسالت خود، شق عصاى مشركان كرده و جمع شرور آنان را پراكنده و متفرّق ساخته است، و معناى حمله على الحجّه، دعوت جامعه و مجذوب ساختن آنها براى گام نهادن در راه روشن خدا و شريعت اوست، و اين دعوت براى آنان كه اهل تعقّل و استدلالند همراه با حكمت و موعظه نيكو و مجادله به نحو احسن است امّا براى كسانى كه به استدلال توجّهى ندارند با جنگ و شمشير توأم خواهد بود، و منظور از بپا داشتن پرچمهاى هدايت، نشان دادن دليلها مىباشد كه عبارت است از معجزهها و كليه قوانين دينى و منار الضياء نيز به معناى دليلهاى روشن است و واژههاى محّجه، أعلام و منار، به عنوان استعاره به كار رفته و دو كلمه صادعا و دالّا حال و منصوب و كلمههاى امراس و عرى استعاره از دين و ايمان است كه بر آن چنگ مىزنند و به آن متمسّك مىشوند و واژههاى متانه و وثاقه ترشيحهاى اين استعارهاند.
[١] سوره توبه (٩) قسمتى از آيه (٣٢)، يعنى: خداوند، پيامبرش را با هدايت و آيين راستين فرستاد، تا وى را بر تمام اديان غلبه دهد.
[٢] صفحه ١٦٩- ضمن شرح خطبه ٢٢٢.