ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٠ - و ادرع لباس التعزز،
بطورى كه از آيات قرآن بر مىآيد سركشى شيطان و تكبر و مباهات ورزيدن او بر آدم به علت توجه به اصل و ماده خلقتش بود كه آدم از خاك و او از آتش آفريده شده است به دليل اين كه در سوره اعراف (٣) آيه (٢١) از قول وى نقل مىشود كه گفت: «قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ^ [١]» و در سوره بنى اسرائيل مىگويد: «أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً [٢]» و در جاى ديگر: «قالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ [٣]» و اين كه حضرت وى را امام متعصبان شمرده از اين بابت است كه او منشاء پافشارى در غير حق و پيشقدم در تعصب بىمورد بوده است. امام تعصب در راه حق از صفات پسنديده شمرده مىشود چنان كه در روايت آمده است العصبيّة فى اللَّه تورث الجنّة و العصبّية فى الشيطان تورث النّار، پافشارى در راه خدا سرانجامش بهشت و تعصب در مسير شيطان نتيجهاش آتش دوزخ است. و نيز شيطان پيشتاز گردنكشان و متكبران است به دليل اين كه در تكبر ورزيدن و فخر و مباهات كردن بر آدم ابو البشر، بر تمام متكبران تقدم داشته است، و نيز مىفرمايد: او پايه عصبيت را بنا كرد و تعصبهاى نارواى بقيه افراد جامعه كه به اصل و نسب و ريشه خود مىنازند بر همين منوال است.
(٤٣٣٧٢- ٤٣٣٦٨)
و نازع اللَّه رداء الجبريه:
شيطان به سبب تكبر و خود بزرگ بينىاش در مقابل عزت و عظمت الهى به نزاع برخاست چنان كه گذشت.
واژههاى منازعه و رداء به عنوان استعاره به كار رفته است.
(٤٣٣٧٦- ٤٣٣٧٣)
و ادّرع لباس التّعزّز،
در اين عبارت تكبر و به خود باليدن ابليس را تشبيه
[١] سوره اعراف (٧) آيه (٢١) يعنى: خدايا تو مرا از آتش و آدم را از گل آفريدى.
[٢] سوره بنى اسرائيل (١٧) آيه (٦٠) يعنى: آيا سجده كنم در برابر كسى كه او را از گل آفريدى؟
[٣] سوره حجر (١٥) آيه (٣٢)، يعنى: آيا سجده كنم در برابر بشرى كه وى را از گل و لاى كهنه آفريدى؟