ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨٢ - فانا شريكان فى ذلك،
منظور از شرّ، كه در كلام حضرت آمده است كيفر و عقوبت قولى يا عملى است كه ابن عباس نسبت به آن مردم در مقابل خلافهاى گذشتهشان روا مىداشت.
(٥٧٤٦٨- ٥٧٤٥٢)
فانّا شريكان فى ذلك،
چون در عبارت گذشته او را امر به تدبر و تفكر در گفتار و كردار كرد، جمله اخير را به جاى علت درستى اين امر ذكر كرده است، به دليل اين كه او نماينده حضرت است و هر كار نيك يا عمل زشتى را كه انجام دهد امام هم در آن شريك مىباشد زيرا آن حضرت سبب بعيد است و والى وى سبب قريب. ابو العباس كه در سخن امام آمده، كنيه عبد اللَّه عباس مىباشد، و عرب كسى را كه احترام مىكند او را به كنيهاش خطاب مىكند، بعضى گفتهاند:
اكنّيه حين أناديه لأكرمه:
هنگامى كه او را ندا مىكنم به كنيه مىخوانم تا وى را احترام كرده باشم.
با اين كه امام (ع) هنگامى كه ابن عباس را به نمايندگى خود برگزيد او را براى اين كار شايسته و لايق مىدانست در اين جا به او خاطر نشان مىسازد كه همان حالت را حفظ كند و پيوسته شايستگى خود را كه مورد حسن ظن امام بوده است با خود داشته باشد، و بايد توجه داشت كه اين امر امام دليل بر آن نيست كه ابن عباس در كارهايش عملى بر خلاف فرمان وى انجام داده و باعث تغيير حسن نظر او، در باره خود شده باشد بلكه فقط به اين منظور است كه در آينده تغيير روش ندهد. توفيق از خداست.