ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٧٢ - الا و من اكله الحق فإلى النار،
(٥٧٢٤٠- ٥٧٢١٥) ٤- و با اين جمله كه ما و شما در تجهيزات جنگى و افراد جنگجو مساوى هستيم، مىخواهد نشان دهد كه از اين جنگها اگر چه شدت هم داشته باشد، نگران نمىشود، و اگر خسارت و هلاكتى به وجود آورده، براى هر دو لشكر مىباشد، و به نظر خود، حضرت را به نوعى ارعاب و تهديد كرده است، امام در دو جمله چنين او را جواب مىدهد:
الف- تو در استحقاق داشتن خواستهات شك و ترديد دارى و من به استحقاق خود يقين و باور دارم.
ب- و مردم شام نسبت به دنيا از مردم عراق، نسبت به آخرت حريصتر نيستند.
بيان جمله نخست آن است كه تو، در باره امرى كه آن را طلب مىكنى، شك دارى كه آيا مستحق آن هستى يا نه، اما من نسبت به آن يقين دارم و هر كس كه نسبت به مطلوب خود شك دارد، در مبارزه براى بدست آوردنش كوشاتر از كسى كه به خواسته خود يقين دارد، نيست: نتيجه اين كه تو در امر مشكوكت كوشاتر از من بر آن چه يقين دارم نيستى، معنا و مفهومش آن است كه من در كار خود از تو كوشاتر و سزاوارترم كه غالب شوم، چون داراى بصيرت و يقين مىباشم، پس يكسان بودنى كه معاويه مدعى بود با اين ترجيح كه امام فرمود، تكذيب مىشود.
بيان جمله دوم: امام مىفرمايد: شاميان كه منظورشان از جنگ، دنياست، هرگز از اهل عراق كه براى خدا و آخرت مىجنگند در رسيدن به مقصود خود حريصتر و كوشاتر نيستند، بلكه اينها كه مطلوبشان آخرت است كه افضل و اشرف از دنياست و هم به حصول آن يقين دارند در به دست آوردن محبوب خود، بسيار كوشاتر از آنها هستند كه براى دنياى ناپايدار مىجنگند و اميد به جايى ندارند، چنان كه خداوند حالت اين گونه مردم را بيان مىفرمايد: