ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٦ - لغات
(أورى): باب افعال از ورى آتش روشن ساخت.
(مناصبة): دشمنى كردن و با هم جنگيدن در حقيقت هر يك آنها شرّ خود را در برابر ديگرى آماده ساخته است (تألّب): جمع شدن (حسب الرجل): آنچه كه انسان از مايههاى افتخار و مباهات آباء و اجداد خود مىداند (اجلب عليه): جمع كرد حليه، صداهايى كه در جنگ و غارت كردن به كار مىرود.
(حومة الشيء): عضو مهّم از الشيء و آنچه از آن كه بيشتر مورد توجه است و به همين معناست الحلقه للقوم (عرصة موت): در آستانه مرگ قرار داشتن (جوله): مثل حلقه به معناى جمعيت مهم و مورد توجه (نخوه): تكبر و غرور (نزع): تباه كردن (نفث): دميدن بطور اندك و كمتر از فوت كردن (مسلّحه): پاسداران مسلّح كه حافظ مرزها مىباشند و بر خود اين مكانها هم اطلاق مىشود (امعان فى شيء): دور انديشى و ژرف نگرى در امرى است (صارحه): كشف و آشكار شدن (ملاقح): نرها، آبستن كنندهها، جمع ملقح، ممكن است مصدر ميمى باشد.
(شنئان): بغض و دشمنى (اعنق الجمل فى السير): شتر گردنش را كشيد و گامهايش را بزرگ ساخت (حنادس): جمع حندس، شب بسيار تاريك (ذلل): جمع ذليله فعيل به معناى مفعول است، رام شدگان (سلس): جمع سلس، مطيع و نرم (هجينه): كار قبيح و زشت، فعيل به معناى مفعول (اعتزاء): خويشاوندى و نسبت يافتن به پدر يا قبيله (أدعياء): جمع دعّى كسى كه به غير پدرش نسبت داده مىشود، زنا زاده