ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٦ - و قد فات ما فات ذهب،
شمارههاى ٥ تا ٩ مىشود) هشدار مىدهد كه اين پشيمانيها سودى ندارد زيرا چاره از دست رفته است.
(٤٣٢١٢- ٤٣٢٠٤)
و اقبلت الغيلة،
هلاكت و سقوط آنان در ورطه هولناك دوزخ به آنان رو آورده و نزديكشان شده است، و موقع فرار نيست، چنان كه خداوند متعال نيز مىفرمايد: «كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ [١]»، يعنى با فريادهاى خود يارى مىطلبيدند ولى موقع نجات و خلاصى باقى نمانده بود.
هيهات، هيهات، هنگام فرار گذشته و بسيار دور شده است، امام (ع) اين كلمه را كه دلالت بر سپرى شدن موقع فرار از رنج و عذاب عالم آخرت دارد، دوبار ياد كرده تا مفيد تاكيد باشد و اين سخن در حقيقت نقطه مقابل گفتار كافران در دنياست كه چون منكر روز قيامتند در برابر وعد و وعيدهاى خدا و پيامبران به مردم مىگويند: هيهات هيهات لما توعدون، آنچه پيامبران به شما وعده مىدهند بسيار دور است و منظورشان آن است كه اينها همه فريب و دروغ است و اين سخن امام (ع) گويا جزا و جواب گفتار آنان مىباشد.
(٤٣٢٢٠- ٤٣٢١٣)
و قد فات ما فات ... ذهب،
ديگر آن موقعيت و فرصت دنيايى كه داشتيد به پايان رسيده و آرزوى برگشت به آن، مورد ندارد زيرا امرى است غير ممكن چنان كه در قرآن نيز به اين درخواست و برآورده نشدنش تصريح فرموده است: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي [٢]» هنگامى كه مرگ كافر و گنهكار فرا مىرسد مىگويد: بار الها مرا به دنيا بازگردان تا شايد به تدارك گذشته عمل صالحى انجام دهم، به او خطاب شود: بس كن.
[١] سوره ص (٣٨) آيه (٢)، يعنى: پيش از اينها طوايف بسيارى را به هلاكت رسانيديم، پس فريادها كردند و هيچ راه نجاتى برايشان نبود.
[٢] سوره مؤمنون (٢٣) آيه (٩٩) يعنى: بار الها مرا به دنيا باز گردان تا شايد به تدارك گذشته عمل صالحى انجام دهم به او خطاب شود: بس كن.