ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩ - و قد كذب على رسول الله(ص) على عهده النار،
[شرح]
(٤٩٩٠٢- ٤٩٨٨٠)
ان فى ايدى الناس ... و حفظا و وهما،
در اين عبارات سخنانى را كه از قول رسول اكرم براى مردم نقل مىشود بر شمرده است، صدق و كذب از ويژگيهاى خبر است ولى حقّ و باطل اعمّ از اين دو است، زيرا شامل افعال نيز مىشود، و ناسخ و منسوخ، عام و خاص و متشابه را نيز فرا مىگيرد.
(٤٩٩٠٦- ٤٩٩٠٣) و امّا الحفظ، مقصود از كلمه «حفظا» چيزى است كه از بيان رسول خدا بطور كامل حفظ شده باشد، «وهم» سخنى است كه در آن غلط و اشتباه رخ داده باشد مثلا خيال كرده كه عامّ است در صورتى كه خاصّ مىباشد يا ثابت بودن آن را تصور كرده در حالى كه نسخ شده باشد، و جز اينها.
(٤٩٩٢٧- ٤٩٩٠٧)
و قد كذب على رسول اللَّه (ص) على عهده .... النّار،
از جمله دروغهايى كه بر پيامبر بستهاند اين است كه مردى عباى آن حضرت را به سرقت گرفت و نزد گروهى از مردم آمد و گفت: پيامبر عبايش را به عنوان نشانى به من داده است، كه فلان زن را به من تزويج كنيد، مردم گفتار او را نپذيرفتند، و بلافاصله كسى را براى تحقيق خدمت حضرت روانه كردند، در آن حال مرد دروغگو برخاست و آب نوشيد، مارى او را گزيد و در حال بمرد، پيامبر كه جريان را شنيد به على (ع) فرمود: شمشير را بگير و برو، و چون او را يافتى و دست بر او پيدا كردى، وى را به آتش بسوزان، پس على (ع)، به قصد يافتن او آمد و او را يافت و دستور سوزاندن وى را صادر فرمود.
اين نمونهاى از دروغها بود كه بر پيامبر بسته شده و در متن خطبه به آن اشاره فرموده است.
بايد بدانى كه دانشمندان در توضيح اين مطلب كه بر پيامبر (ص) ناگزير دروغ مىبندند دليلى آورده و گفتهاند: از پيامبر (ص) روايت شده كه فرمود:
«بزودى بر من دروغ مىبندند [١]» اگر اين حديث، راست و درست باشد ناگزير
[١] قال رسول اللَّه (ص): سيكذّب علىّ