ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٨ - و قد علمتم موضعى ،
پيامبر او را در كنار خود مىگرفت هنگامى كه كودك بود و ساير آنچه را كه بيان فرموده است، شرح مطلب اين است كه مجاهد مىگويد يكى از نعمتهاى خداوند بر على (ع) كه در باره وى انجام و خير او را اراده فرمود، آن است كه در يكى از سالها قحطى و خشكسالى سختى قريش را فرا گرفت، ابو طالب كه داراى فرزندان و عيالات زيادى بود، طبعا بسيار در مضيقه قرار داشت، از اين رو پيامبر اكرم به عمويش عباس كه از بقيه بنى هاشم وضعش بهتر بود گفت مىدانى كه برادرت ابو طالب عيالمند است و سختى معيشت وى را مىآزارد چه مىشود برويم و هر كداممان يكى از فرزندانش را تكفل كنيم تا تخفيفى در زندگانى او پديد آيد؟
او هم پذيرفت و دو نفرى پيش ابو طالب رفتند و پيشنهاد خود را بيان داشتند، ابو طالب گفت عقيل را پيش من بگذاريد و هر چه مىخواهيد انجام دهيد، پس پيغمبر اكرم على را انتخاب كرد و عباس هم جعفر را برگزيد، و از طرفى تنها ابو طالب بود كه مدتها كفالت پيامبر را به عهده داشت و او را در دامن خود پروراند و بعدها او را در آغاز پيامبريش حمايت كرد و از شرّ مشركانش رهانيد و هنگام ظهور دعوتش، وى را يارى كرد و اين مطلب از امورى است كه ويژگى موقعيّت على را در نزد پيامبر تاكيد مىكند.
ويژگى ديگر على (ع) با پيامبر، خويشاوندى سببى و مصاهرت آن دو بزرگوار مىباشد، كه باعث پيدايش نسل اطهر و فرزندان معصوم و ائمه اطهار شد، در مورد اين كه حضرت مىفرمايد پيامبر اكرم لقمه را مىجويد و در دهان من مىگذاشت مطلبى را حسن بن زيد بن على بن الحسين (ع)، از پدرش زيد نقل كرده است كه پيغمبر خدا (ص) لقمه گوشت يا خرما را در دهان مىجويد تا نرم شود و آن را در دهان على (ع) كه طفلى كوچك در دامن پيامبر بود، مىگذاشت.
(٤٥٨٤٦- ٤٥٨٠٩) ٣- موقعيت سوّم كه حضرت با پيامبر اكرم داشته اين است كه هرگز گفتهاى