ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧٤ - و ان صبت بك،
بخشندهاى است كه هيچ گونه منع و بخلى در ذات او متصور نيست و او به نيازمندى و استحقاق و آمادگى اهل توكل آگاهى كامل دارد و به اين سبب هنگامى كه توكل كنندگان به دليل توكل درست، شايستگى پذيرش رحمت حق تعالى را يافتند، به اندازه استعداد و ظرفيتشان، از كمالات نفسانى و بدنى بدون درنگ و ترديد و دور از نقص و نياز به درخواست برايشان افاضه مىشود، بنا بر اين خداوند متعال از نظر رسيدگى به كارهاى اولياى خود و اصلاح امور آنها از همه مصلحان استوارتر و سريعتر است.
(٥٣٩٤١- ٥٣٩٢٧) ٣- خداوند به اسرار و رازهاى پنهانى مردم آگاه است، به دليل اين كه در همه جا و همه شرايط براى اصلاح امور اولياى خود حضور دارد، و به منظور بيان كمال علم حق تعالى و دورى از نقصان و كمبودى آن چنين مىگويد:
خدايا تو نسبت به باطن اشخاص آگاهى و از مقدار عقلها و از تفاوت ظرفيتها و استعدادها خبر دارى آن گاه با اين سخن اسرار باطنى آنان براى تو آشكار و مكشوف است، بر آنچه سابقا بدان اشاره رفت تاكيد فرموده است كه علم خداوند متعال بر باطن آنها احاطه دارد، زيرا كه آنان، به كمال بندگى و خضوع در برابر حق و اين كه هيچ چيز آنها بر خدا پوشيده نيست اقرار دارند.
(٥٣٩٤٥- ٥٣٩٤٢)
و قلوبهم اليك ملهوفه،
يعنى دلها در افسوسند كه به وصال او برسند و در پيشگاه او حضور يابند، و اين نشانگر كمال محبت دلها به خدا و تمايل آنهاست به آنچه نزد وى مىباشد.
(٥٣٩٥٠- ٥٣٩٤٦)
ان اوحشتهم الغربة آنسهم ذكرك،
چنان كه معلوم مىشود منظور از غربت در اين جا غربت و تنهايى در دنياست و اين عبارت حاكى از آن است كه اولياى خدا از وى طلب انس مىكند و انيس آنها هم اوست.
(٥٣٩٥٩- ٥٣٩٥١)
و ان صبّت ... بك،
اشاره به آن است كه دوستان خدا در هنگام نزول