ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٣ - و الموت معقود بنواصيكم،
و مهيا كردن اسباب خير و دفع شرور تحمّل شده بعد از مرگ را شدت دهد، و سپس بيان داشته است به اين كه خيرى كه مرگ به ارمغان مىآورد نعمت بهشت است، و مراد از شر، آتش مىباشد و آنچه باعث نزديكى به هر كدام از آنها مىشود عمل انسانى است و بعد به منظور اين كه آمادگى براى مرگ را بيشتر تاكيد كند مىفرمايد مرگ امرى حتمى است و گريزى از ملاقات آن نيست و براى انسانها كه مرگ به سرعت در تعقيبشان است كلمه طرداء را استعاره آورده تا نشان دهد كه آنها چون شكار، و مرگ مانند سواركارى كوشا در جستجوى آنان مىباشد و مرگ با انسان از سايه به صاحبش همراهتر و نزديكتر است زيرا سايه گاهى كه آفتاب و روشنايى نباشد از صاحب سايه جدا مىشود اما مرگ هرگز از آدمى دست بردار نيست.
(٥٨٩٤٤- ٥٨٩١٣)
و الموت معقود بنواصيكم،
مرگ به موهاى اطراف پيشانى شما وابسته و گره خورده است، اين عبارت نيز كنايه از ملازمت و پيوسته همراه بودن انسان است و اشاره به آن است كه مرگ براى هر موجود زندهاى امرى حتمى و حكم و قضاى الهى مىباشد، و اين كه خصوص ناصيه را مورد ذكر قرار داده به اين دليل است كه به سبب موقعيت، عزيزترين و شريفترين عضو انسان است و هر كس بر آن تسلط يابد بهتر مىتواند انسان را در تصرف خود در آورد و بر او قدرت پيدا كند و خداوند در قرآن نيز به اين مطلب اشاره فرموده «يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ [١]» و كلمه «طىّ» در نورديدن را براى دنيا و لحظههاى آن استعاره آورده است كه پيوسته آن را مىگذارند و از آن عبور مىكنند و آن را تشبيه به فرش و غير آن، كرده است كه پس از گذشتن از روى آن درهم پيچيده و جمع مىشود و اين كه فرموده است از پشت سر شما در نورديده مىشود منظور امرى ذهنى و تصورى
[١] سوره الرحمن (٥٥) آيه (٤١)، يعنى: پس پيشانيها و قدمهاى آنان گرفته شود.