ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٤ - ١ - اهطعوا باسماعكم اليها،
شده باشد كه تقوا را با دلهاى خود قرين كنند، تا با دلهاى ستمكاران متفاوت باشد، و نيز ممكن است معناى عبارت چنين باشد: دلهاى خود را آگاه كنيد و تقوا را به دلهايتان بشناسانيد تا به حقيقت آن و آثار و فوايدش پى ببرند، و به اين معنا كلمه شعار از ماده شعور خواهد بود.
(٤٣٠٢٥- ٤٣٠٢٢) ٨- گناهانشان را به وسيله تقوا و پرهيزگارى بشويند، شستن در اين مورد نيز به عنوان استعاره به كار رفته است زيرا همچنان كه با شستن آلودگيهاى جامه و چرك آن از بين مىرود به سبب تقوا هم آلودگى گناه و پليديهاى مادّى از چهره روح و صفحه قلب آدمى پاك مىشود.
(٤٣٠٢٩- ٤٣٠٢٦) ٩- دستور ديگر امام آن است كه با توجه به تقوا و عمل كردن به شرايط آن، بيماريهاى درونى خويش را درمان كند و امراض مهلكه گناه و رذايل اخلاقى از قبيل نفاق و دو رويى و ريا و خودنمايى و حسد ورزيدن و تكبر و بخل و فرومايگى و ساير صفات زشت را از خود دور سازند تا دل آنان به نور علم و يقين نورانى شده و از شرّ جهل و شك و ترديد خلاصى يابند و چون تقوا تمام كارهاى خوب و ملكات پسنديده را در بر دارد. داروى اين دردهاست و درمانى است كه درد در پى ندارد.
(٤٣٠٣٣- ٤٣٠٣٠) ١٠- با پرهيزگارى و عمل به شرايط تقوا آن چنان قدردان فرا رسيدن مرگ شوند كه براى دست يافتن به آن بر يكديگر پيشى بگيرند و مسابقه دهند.
(٤٣٠٣٧- ٤٣٠٣٤) ١١- از اوضاع و احوال گذشتگان تاريخ كه تقوا را ضايع ساختند، عبرت بگيرند مردمى كه به خاطر علاقه به دنيا و لذتهاى زودگذرش پرهيزكارى را كنار گذاشتند و در نتيجه به هلاكت ابدى و سوء عاقبت دچار شدند بايد از كار آنان و سرانجامشان پند گرفت و تقوا را پيشه خود ساخت تا به سرنوشت آنها كه سقوط در ورطه دوزخ و افسوس بر گذشته است دچار نشد.
(٤٣٠٤٣- ٤٣٠٣٨) ١٢- به ياران خود دستور مىدهد كه نكند بر اثر ترك تقوا و انجام دادن