ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦١٥ - شرح
نفسهاى دردناك و كندى كردنت در باره خلفا، شناخته مىشود و در تمام اين مدّت با زور و اكراه كشانده مىشدى چنان كه شتر مهار شده براى فروش كشانده مىشود، از همه گذشته نسبت به هيچ كس حسد إعمال نكردى به اندازه آنچه نسبت به پسر عمويت عثمان به عمل آوردى، در حالى كه او، به دليل خويشاوندى و مصاهرتش با رسول خدا، از ديگران به اين كه بر وى حسد نبرى سزاوارتر بود، اما رحمش را قطع كردى و نيكيهايش را به زشتى مبدّل ساختى و مردم را بر او شوراندى در نهان و آشكار، كارهايى انجام دادى تا شتر سواران از اطراف بر او حملهور شدند، و اسبهاى سوارى به سوى وى رانده شد و در حرم رسول خدا بر عليه او اسلحه جمع شده در حالى كه با تو در يك محلّه بود به قتل رسيد و تو از ميان خانه او هياهوى دشمنان را مىشنيدى اما براى دور كردن آنان از او چه با گفتار و چه با كردار از خود اثرى نشان ندادى، براستى سوگند ياد مىكنم كه اگر تو، در آن روز به دفاع از او مىايستادى و مردم را از قتل او، باز مىداشتى، طرفداران عثمان هيچ فردى از انسانها را در خوبى با تو همسنگ نمىكردند، و اين كار نيك تو از نزد آنها خاطره زشت دورى از عثمان و ستم بر او را كه از تو مىشناختند، بر طرف مىكرد، مطلب ديگرى كه باعث شده است، ياران عثمان را بر تو بد گمان كند آن است كه كشندگان وى را به خود پناه دادهاى، هم اكنون آنها بازوان و ياران و معاونان و دوستان نزديك تو شدهاند و به من چنين گفته شده است كه تو خود را از خون عثمان تبرئه مىكنى، پس اگر راست مىگويى كشندگان وى را به ما تسليم كن تا آنان را به قتل رسانيم و در اين صورت ما از همه مردم سريعتر به سوى تو مىآييم، و اگر اين كار را نكنى هيچ چيز در مقابل تو و اصحاب تو بجز شمشير نخواهد بود، سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست، در جستجوى كشندگان عثمان كوهها و ريگستانها و خشكى و دريا را مىگرديم تا اين كه يا خدا آنها را بكشد و يا