ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٨٢ - منعتها منذ القدميه و حمتها قد الازليه و جنبتها لو لا التكمله،
اين اعتبار داخل در ادوات خواهد بود. با توضيحى كه بيان كرديم عبارت و تسير الآلات الى نظائرها نيز به همين معنا مىباشد.
(٤١٠٩٣- ٤١٠٨٣)
منعتها منذ القدميّه و حمتها قد الازليه و جنّبتها لو لا التكمله،
ضمير متصل (ها) كه به آخر فعلهاى سهگانه آمده مرجعش دو كلمه آلت و ادوات است و در هر سه مورد مفعول اول مىباشد و واژههاى القدميه، الازليه، التكمله مفعولهاى دوم آن فعلها هستند و كلمههاى منذ، قد، لو لا در محل رفع به فاعليّت مىباشند و معناى جمله اول آن است كه وقوع واژه منذ پس از كلمات ادوات و آلات دليل بر آن است كه اينها امورى قديم و بىآغاز نيستند زيرا وضع اين واژهها براى ابتدا و آغاز زمان مىباشد. جمله دوم نيز حاكى از آن است كه اطلاق واژه «قد» هم بر اين كلمات مانع از آن است كه اينها قديم و ازلى باشند زيرا اين واژه گذشته را به زمان حال نزديك مىكند از باب مثال وقتى مىگوييم: قد وجدت هذه ... وقت كذا، يعنى همين زوديها آن را ديدم. و هر چه كه چنين حالتى داشته باشد قديم و بىآغاز نيست بنا بر اين همه اين ابزار و وسايل حادثند نه قديم و معناى جمله سوم اين است كه آمدن لفظ لو لا نيز حكايت از آن دارد كه اين آلات و ادوات مادى داراى نقص بوده و كامل نيستند زيرا اين كلمه وضع شده است براى نبودن امرى (كمال) به دليل بودن امرى ديگر (نقص)، پس هنگامى كه در بر خورد با بعضى امور مورد پسند و تحسين مىگوييم ما احسنها و اكملها، لو لا، انّ فيها كذا، چقدر خوب بود اگر چنين و چنان نبود، اشاره است به اين كه در اين موارد نقصانهايى وجود دارد كه مانع كمال آنهاست و اگر اين نواقص وجود نداشت آنها كامل بودند.
امام (ع) در اين عبارتها كه گذشت اشاره به حدوث و نقصان آلات و ابزارهاى مادّى فرمود تا ثابت كند كه آفريدگان نتوانند خداى تعالى را محدود به زمان ساخته و يا در مكانى به وى اشاره كنند زيرا ميان قديم كامل و حادث ناقص فاصله آن چنان زياد است كه نه تنها وى را قدرت درك حق تعالى نيست بلكه