ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٧ - ٢١ - و لا تجيبوا ناعقها،
پرنده كرده كه باطنشان به سبب دنياپرستى، سياه و زشت و فريادهايشان دلخراش و كريه است و سرانجامى خشونتزا دارد.
(٤٣٠٨٥- ٤٣٠٨٢) ٢٢- از جلوهگرى و درخشندگى دنيا روشنايى مجوييد. در اين قسمت واژههاى درخشندگى و روشنايى جستن به عنوان استعاره به كار برده شده است، زيرا همچنان كه درخشندگى نور محسوس سبب راهيابى انسان مىشود، افكار و انديشههاى مربوط به مصالح دنيا هم آدمى را براى به دست آوردن امور مادّى و دنيايى راهنمايى مىكنند و به احتمال ديگر مىتوان گفت درخشندگى دنيا استعاره از امور لذت بخش و زينتهاى دنياست كه باعث سرور و ابتهاج مىشود و طلب روشنايى استعاره از خوشحالى و سرورى است كه از اين امور به دست مىآيد.
(٤٣٠٨٩- ٤٣٠٨٦) ٢٣- آخرين دستورى كه حضرت در اين مورد به پيروان خود مىدهد آن است كه فريفته كالاهاى پر قيمت دنيا نشوند يعنى از دوستى دنيا و فرو رفتن در خوشيهاى آن بپرهيزند زيرا اين امور سبب فريب خوردن آنان و انحرافشان از راه خدا و گرفتارى و اندوه ابدى آنان مىشود و خداوند در قرآن به اين مطلب اشاره فرموده است «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ^ [١]»، اهل تفسير گفتهاند مراد از فتنه بلا و محنت و رو گرداندن از آخرت مىباشد، انسان به خاطر مال دنيا و فرزندان خود چه بسا كه به گناهان بزرگ دچار شود و به حرام بيفتد مگر كسانى كه خداوند آنان را از لغزش و گناه محافظت فرمايد. از ابو بريده روايت شده است كه روزى پيامبر اكرم روى منبر براى ما سخنرانى مىكرد ناگهان دو فرزندش امام حسن و امام حسين به مسجد وارد شدند، در حالى كه پيراهنهاى سرخ عربى به تن داشتند و همچنان كه قدم بر مىداشتند گاهى بر زمين
[١] سوره انفال (٨) آيه (٢٨) يعنى: همانا كالاهاى دنيا و فرزندانتان فتنه است.