ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٣ - ١ - اهطعوا باسماعكم اليها،
٣- تقوا را به جاى تمام آنچه كه در گذشته از دنيا دوست مىداشتند قرار دهند و آن بهترين جانشين از هر محبوبى است زيرا گرانبهاترين نتيجهها را كه سعادت هميشگى است براى انسان به بار مىآورد.
(٤٣٠١١- ٤٣٠٠٧) ٤- در مقابل هر نوع مخالفى تنها تقوا را موافق خود سازد، به اين معنا كه هر كس بر خلاف حق و تقوا قدم بردارد گر چه عزيزترين دوست آدم باشد بايد از او دست برداشت و راه پرهيزگارى را كه راه حق است، پيش گرفت و از تمايل به راه مخالف حق پرهيز كرد، چنان كه از افلاطون حكيم نقل شده است كه:
سقراط را دوست مىدارم و حقيقت را هم دوست مىدارم اما در هنگامى كه حرف سقراط مخالف حق باشد حق را دوستتر مىدارم.
(٤٣٠١٤- ٤٣٠١٢) ٥- به پيروان خود دستور مىدهد كه با توجه به تقوا و پرهيزگارى، خوابشان را به بيدارى مبدّل سازند يعنى شب زندهدار باشند خواب شبانه را از خود دور كنند و تمام آن را به عبادت به سر برند.
برخى از شارحان نهج البلاغه مىگويند: مراد آن است كسانى را كه در خواب فرو رفتهاند با توجه به تقوا بيدارشان سازند منظور از خواب، غفلت و جهل و بىخبرى است و مقصود از بيدار كردن آنان، بيرون آوردنشان از خوابگاههاى طبيعت و وادار كردن ايشان به انجام دادن عبادات است تا لياقت كمالات علمى و عملى را دريافت كنند.
(٤٣٠١٨- ٤٣٠١٥) ٦- ششمين دستورى كه امام به اصحاب خود در باره صفت تقوا مىدهد آن است كه سراسر روزهاى عمر خود را با توجه به تقوا و پرهيزگارى بگذرانند.
(٤٣٠٢١- ٤٣٠١٩) ٧- تقوا را شعار دلهاى خود قرار دهند، شعار به معناى لباس زيرين است كه به عنوان استعاره به كار رفته است يعنى همچنان كه شعار در زير لباسهاست و به باطن بدن چسبيده است، تقواى حقيقى نيز دل آدمى را فرا گرفته و در باطن اثر مىگذارد و ممكن است از عبارت سخن امام (ع) اين اراده