ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٢٧ - فتذموا غب فعالكم،
(٤٢٠٤٣- ٤٢٠٢٣) پس از بيان مطالب فوق به منظور روشن شدن راه سعادت، موقعيت خود را در ميان جامعه زمانش به چراغى در تاريكى تشبيه فرموده و جمله ليستضيء به من ولجها، اشاره به وجه شبه مىباشد، به اين بيان كه طالبان هدايت از او و پيروان واقعيش، از روشنايى علم و راهنمايى آن حضرت كسب نور مىكنند، و به راه رشد و حقيقت واصل مىشوند، همان طور كه رونده در تاريكى به وسيله چراغ راه خود را مىبيند، و لازمه اين همانندى، آن است كه امام (ع) وضع مردم زمان خود را به تاريكى تشبيه فرموده، و چنان وانمود ساخته است كه اگر او، در ميان آنان نباشد تمامشان مقهور و شكست خورده خواهند بود.
بعد از آن كه با تشبيه وجود خود به چراغ نورانى، فضيلت خويش را روشن فرمود، از آنان مىخواهد كه به سخنانش گوش فرا دهند، و دلها را براى فهميدن نصايح و اندرزهايش آماده سازند، چنان كه هر گويندهاى، از مخاطبهاى خود چنين انتظارى دارد.
اثبات گوش براى دلها، از باب استعاره است به اين بيان: علم و آگاهى را كه دل نسبت به گفتهها دارد تشبيه به گوش فرموده كه آن نيز سخنان را مىشنود، و سپس از آنان خواسته است كه دلها را آماده سازند، نه گوشهاى جسمانى را چرا كه حرفها بر دل مىنشيند نه بر گوشهاى مادّى و محسوس، آرى دل است كه آمادگى و توجهش به انديشيدن در گفتههاى مسموع، سبب حصول درك، علم و فهم مىباشد. توفيق از خداوند است.