ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٣ - ٧ - لم يجمع بيت واحد و انا ثالثهما،
فرمود: آيا مىخواهى به عيادت فاطمه (ع) بر وى؟ عرض كردم: البته كه مىآيم، برخاستيم و با هم رفتيم، پيامبر به دخترش فرمود: حالت چطور است؟ فاطمه عرض كرد: به خدا سوگند بيماريم طولانى شده و حزن و اندوهم شدت يافته است زنها به من مىگويند پدرت به تو شوهرى داده است كه ثروت و مالى ندارد پيامبر فرمود: آيا خوشحال نيستى كه ترا شوهرى دادهام كه پيشتازترين افراد امتم در اسلام آوردن است و دانشش از همه بيشتر و فضيلت حلم و بردبارى وى بر تمام آنها راجح مىباشد؟ فاطمه عرض كرد: البته كه خوشحالم، اى رسول گرامى.
همين حديث از ابو ايوب انصارى، امام جعفر صادق (ع)، سدّى، ابن عباس، جابر بن عبد اللَّه انصارى، اسماء بنت عميس، و ام ايمن، نيز روايت شده است.
ج- ابو رافع مىگويد: براى ديدن ابو ذر و خدا حافظى با وى به سرزمين ربذه رفتم، ابو ذر ضمن سخنانى به من گفت: در آينده نزديك براى شما آزمايشى بزرگ در پيش است پس تقواى الهى را پيشه خود سازيد، و دست از دامن على بن ابي طالب بر نداريد، از او پيروى كنيد زيرا من از پيامبر اكرم شنيدم كه با وى فرمود اى على (ع) تو نخستين شخصى هستى كه به من ايمان آورده و اولين فردى مىباشى كه در روز رستاخيز با من مصافحه مىكنى، و تو صديق اكبر و فاروق هستى كه حق را از باطل جدا مىكنى؟ و تو يعسوب المؤمنين مىباشى.
د- ابو ايوب انصارى مىگويد كه پيامبر خدا فرمود: فرشتگان الهى هفت سال بر من و بر على (ع) دعا و صلوات نثار كردند به دليل اين كه در آن مدت بجز وى مردى با من نماز نخواند.
اين را نيز بدانيد كه برخى از اشخاص نادان به اين امر اعتراض كرده و