ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٥ - ٧ - لم يجمع بيت واحد و انا ثالثهما،
حتى بعضى در سن دوازده سالگى حالت احتلام براىشان اتفاق افتاده است.
٣- پاسخ سوم كه ريشه اعتراض را در هم مىشكند و اساس و بنيان آن را ويران مىسازد اين است كه اگر اسلام آوردن آن حضرت در زمان بلوغش بوده است كه مقصود حاصل است و اگر بالغ نبوده، باز كافر بر او اطلاق نمىشود زيرا مولود بر فطرت بوده است، پس اين كه مىگويند على (ع) در فلان سنّ اسلام آورده، مراد آن است كه در اين موقع به عبادت خداوند آغاز كرده و اطاعت فرمان خدا و رسولش را گردن نهاده است. بنا بر اين اسلام وى اسلامى فطرى و ايمان خالصى بود كه بر زمينه پاك و نفس مقدس او وارد شد، نفس مقدس او كه هرگز به ناشايستگيهاى جهالت و بت پرستى و عقايد باطلى كه بر ضد حق است آلوده نشده بود اين عقايد باطله معمولا در نفوس آنان كه سالها عمر خود را در بىايمانى و شرك گذرانده و سپس اسلام مىآورند، جايگزين مىشود، آرى ايمان على (ع) به خدا و پيامبر وى موقعى تحقق يافت كه صفحه دلش آن چنان از كدورتهاى باطل پاك و مصفّا بود كه تمثالى از حق و تصويرى از حقيقت را مجسم مىساخت (اين بود جايگاه ايمان على (ع)) اما ديگران موقعى ايمان آوردند كه سالها در كفر و شرك گذرانده بودند، بنا بر اين تحقق و جايگزينى ايمان در دلهاى آنان در صورتى ميسر مىشود كه با زحمتهاى زياد و ممارستهاى طولانى، آثار باطل و ملكات سوء را از خود محو كنند، پس چقدر فرق است ميان اين دو مسلمان، ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا.
(٤٥٩٤٨- ٤٥٨٩٧) ٨- هشتمين ويژگى امير المؤمنين و موقعيت او با پيامبر اكرم آن است كه او نور وحى را رؤيت و رايچه طيبه نبوت را احساس مىكرد و ناله بىتابانه شيطان را مىشنيد، و اين امور از بالاترين مراتب اوليا مىباشد.
نكتههاى بلاغى: امام (ع) لفظ نور و روشنايى را استعاره آورده است از آنچه كه با چشم بصيرت جاودانه خود مشاهده كرده و مشاهدات وى عبارت