ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٣ - جعله للناس قياما،
داشت آن نتايج و توالى ناروا كه از جمله عدم خلوص ايمان مىباشد بر آن بار بود، اما حق تعالى اراده فرموده است كه ايمان و عبادت يكجا و خالص براى او باشد و اگر چه اين امر با زحمت بسيار و آزمايش سخت به دست مىآيد اما هر چه بوته امتحان داغتر باشد ايمان خالصتر و هر اندازه كه ايمان و عمل خالصتر باشد ثواب و پاداش افزونترى خواهد داشت، و بعد به منظور بيان صدق مطلب به ذكر مثال پرداخته است كه عبارت از آزمايش جامعه بشريت به زيارت خانه سنگى خود مىباشد.
(٤٤٥١٢- ٤٤٤٧٢)
جعله للناس قياما،
خداوند خانه خود را بپا دارنده موقعيت و ارزش و اعتبار انسانها قرار داد، فلان قيام اهله و قوام بيته، وقتى گفته مىشود كه استقامت و برقرارى خانه و اهل شخص بسته به وجود او باشد. سرزمين مكه كمتر خاكى است و بيشترش از سنگ است، و امام (ع) به منظور مذمّت آن را آكنده از ريگهاى روان مىداند زيرا چنين زمينى مناسب حيوانها و چهار پايان نمىباشد و سمدارها در آن فرو مىروند و در راه رفتن به زحمت دچار مىشوند، و مراد از واژههاى خفّ، حافر و ظلف، چهار پايان، شتر و اسب و گوسفند و گاوهاى ماده مىباشد كه بطور مجاز از باب اطلاق اسم جزء بر كل اراده شده و يا اين كه مضاف، حذف و مضاف اليه جايش را گرفته است از باب مثال، خف الجمال و حافر الخيل و ظلف الغنم بوده است، و منظور از فعل لا تزكوا آن است كه چهار پايان در آن سرزمين به دليل ارتفاعات زياد و خشونت آن، رشدى ندارند و زياد نمىشوند و مقصود از عبارت او عربقاع الارض، ناهموارترين و صعب العبورترين قسمتهاى زمين، همان معنايى است كه از اين آيه شريفه بر مىآيد «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ.» [١]
[١] سوره ابراهيم (١٤) قسمتى از آيه (٣٦)، يعنى: من خانواده خود را در سرزمين بىكشت و زرعى نزد خانه محترم تو مسكن دادم ...