ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٤١ - شرح
مىدارد و از آنان راضى و خشنود است و نيز ما و تو را يارى فرمايد كه وى را سپاسگزار بوده و پيوسته به يادش باشيم به خوبى عبادتش كنيم و حقش را ادا كنيم و نيز از او خواهانم كه ما و تو را نسبت به هر چه براى دين و دنيا و آخرتمان برگزيده كمك و يارى فرمايد».
قسمت دوّم عهدنامه است:
فَإِنَّهُ لَا سَوَاءَ إِمَامُ الْهُدَى وَ إِمَامُ الرَّدَى- وَ وَلِيُّ؟ النَّبِيِّ؟ وَ عَدُوُّ؟ النَّبِيِّ؟- وَ لَقَدْ قَالَ لِي؟ رَسُولُ اللَّهِ ص؟- إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِكاً- أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ- وَ أَمَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْكِهِ- وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ- عَالِمِ اللِّسَانِ- يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ مَا تُنْكِرُونَ (٥٩١٢١- ٥٩٠٦٥)
[لغت]
(قمع): شكست دادن و خوار كردن
[ترجمه]
«زيرا پيشواى رستگارى و تبهكارى و دوست پيغمبر و دشمن وى يكسان نيستند، رسول خدا به من فرمود: من برامتم از مؤمن و مشرك نمىترسم زيرا مؤمن را خداوند به دليل ايمانش از خلافكاريها باز مىدارد، و مشرك را به سبب شركش ذليل و خوار مىكند اما از منافق بر شما مىترسم كه در دل، دورو، و از جهت زبان داناست مىگويد آنچه را كه شما مىپسنديد و انجام مىدهد كارى كه شما نمىپسنديد.»
[شرح]
(٥٩١٢١- ٥٩٠٦٥) اين قسمت از سخنان امام (ع) دنباله كلام آن حضرت بعد از جمله و آخرتناست كه متن آن در آخر شرح فصل قبل گذشت ترجمه شد و چنين آغاز مىشود «پس شما اى اهل مصر بايد چنان باشيد كه عملتان گفتارتان را تصديق