ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠٤ - شرح
سپس مىفرمايد: و اگر براى حسن و حسين پيش آمدى شد هر كدام آخرين بود به فرزندان على نگاه كند، اگر در ميان آنها شخص امين و درستكار بود در صورتى كه بخواهد او را بر اين كار مامور كند، و اگر چنين كسى نيافت، در ميان فرزندان دو پسر فاطمه نگاه كند و به هر كس در آن ميان خواست كه هدايت و اسلام و امانتش را پسنديد واگذار كند آن گاه شرط مىكند كه هر كس بر اين امر مأمور شود، بايد اصل مال را باقى بگذارد و ثمرات آن را براى رضاى خدا در راههاى خير مصرف كند و به خويشاوندان از بنى هاشم و بنى المطلب و نزديك و دور انفاق كند و نخلهاى نورس خرما را از اين آباديها كه نوشتم نفروشد.
در دنباله اين مطلب مىگويد: هيچ كس را بر اين وصيت راهى نيست و اين است آنچه على در باره اموال خود براى رضاى خدا دستور داد روزى كه وارد مسكن [١] شد، و نبايد هيچ چيز از آن فروخته شود و نه بخشش شود و نه ارث برده شود، پيوسته و در هر حال از خداوند تبارك و تعالى طلب يارى مىشود، و براى هيچ مسلمانى كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارد جايز نيست كه در آنچه وصيت كردهام تغييرى بدهد و مخالفت امر من كند خواه دور باشد يا نزديك، و شهادت دادند بر اين وصيتنامه ابو سمرة بن ابرهه، صعصعة بن صوحان، سعيد بن قيس و هيّاج بن ابى هيّاج و نوشت آن را على بن ابي طالب با دست خود، در تاريخ ١٠ جمادى الاول سال ٣٧.
بيشتر عبارات اين وصيتنامه روشن است و نيازى به شرح ندارد ولى چند
[١] مسكن به كسر كاف نام موضعى در كوفه در ساحل فرات است، پاورقى كافى، ج ٧، باب وصايا، صفحه ٥٠ (مترجم).