ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٥ - ٥ - و ان استطعتم بينهما،
يا مالِكُ ... ماكِثُونَ [١]»
(٥٨٩٥٩- ٥٨٩٤٥)
٥- و ان استطعتم ... بينهما،
يكى ديگر از اصول مطالب اين عهدنامه آن است كه بندگان خدا را امر مىكند به اين كه در عين شدت خوف و بيمى كه از خدا دارند حسن ظنّ هم به او داشته باشند و به عبارت ديگر ميان خوف و رجا باشند كه دو تا از درهاى بزرگ بهشت مىباشند، چنان كه در گذشته بيان شد، و در عبارت بعد اشاره مىكند به اين كه اين دو متلازم با يكديگر هستند و اين كه حسن ظن و اميدوارى بنده واقعى نسبت به پروردگارش به اندازه خوف و بيمش از وى مىباشد و كم و زيادشان به يك نسبت است، بايد توجه كرد كه امام (ع) هيچ كدام از اين دو را علت ديگرى ندانسته است بلكه هر دو معلول يك علّتند كه معرفت و شناخت حق تعالى مىباشد، و به دليل اين كه معرفت خداوند، پذيراى شدت و ضعف است گمان نيك و اميدوارى و خوف و ترس از خداوند هم كه از آن سرچشمه مىگيرد قابل شدت و ضعف مىباشد، و تقويت هر يك از اين امور نيازمند به معرفتى خاص و اعتبارى ويژه مىباشد كه مبدأ قريب آن به حساب مىآيد. در تقويت حسن ظن و ايجاد اميدوارى بر بنده لازم است بيانديشد كه چگونه خداوند تمام اسباب نعمت را براى بندگان فراهم كرده و حتى ريزهكاريهاى خلقت و لطيفههاى نعمت را رعايت فرموده، آنچه در زندگى ضرورى و لازم است و مردم به آن نيازمنداند، از قبيل آلات غذاخورى و ناخنها كه اسباب زينت و زيبايى انسان مىباشد، از قبيل كمانى قرار دادن دو ابرو و اختلاف رنگهاى سفيد و سياه در چشم و جز اينها از امور غير ضرورى، اين جاست كه انسان متوجه مىشود كه هر گاه عنايت الهى در چنين ريزهكاريها كوتاهى نكرده
[١] سوره زخرف (٤٣) آيه (٧٤ و ٧٧١) يعنى: در عذاب جهنم جاويدانند و به هيچ نحو عذاب از آنان بريده نمىشود و پيوسته در آن سر افكندهاند و نيز آيه بعد بانگ برآورند اى مالك. تا آن جا كه گويد: همانا شما ماندگانيد.