ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧٩ - و لو كان الأساس من الناس،
محترم خود را در محلهاى ياد شده خوش و شادىآور قرار دهد اين كار را مىكرد و كبراى آن اين است: اگر اين كار را انجام مىداد به دليل كمى ابتلا و آزمايش اجر و مزد كم مىشد، و تقدير استثناى قياس اين مىشود: اما اين امر بر خداوند روا نيست زيرا او مىخواهد كه رحمت و ثوابش بر همه افزايش يابد و هر كس به كمال نفسانى خود برسد، و اين امر تحقق نمىيابد مگر با كامل شدن استعداد به سبب تحمل شدايد و سختيها، پس به اين دليل خداوند اراده نكرد كه خانه خود را در اين مكانها قرار دهد تا مستلزم ضعف امتحان و آزمايش شود.
(٤٤٦٣٥- ٤٤٦١٢)
عبارت: دنوّ الثمار،
نزديك بودن ميوه، كنايه از سهل الوصول و حاضر بودن آن مىباشد و در هم پيچيدن ساختمانها كنايه از نزديك بودن بعضى از آنها به بعضى ديگر است. واژه برّة به معناى يك دانه گندم است و گاهى به جاى اسم جنس نيز به كار مىرود و گفته مىشود: هذه برّة حسنة يعنى اين گندم نيكويى است، نه به معناى يك دانه گندم.
(٤٤٦٨٢- ٤٤٦٤٥)
و لو كان الأساس ... من الناس،
اين عبارت قياس مضمر استثنايى ديگرى است كه خلاصهاش اين است: اگر خداوند خانه خود را از اين گونه سنگهاى روشن گرانبها قرار مىداد شك مردم در باره صداقت پيامبران و انتساب خانه به خداوند تخفيف مىيافت، و به آسانى باور مىكردند، زيرا وقتى كه پيغمبران با حالت فقر و پريشانى مشهور مىباشند و خانه خدا از اين سنگهاى سياه و تاريك ساخته شده، شك و ترديد در اين كه اينها از طرف خداى قادر و بىنياز است قوّت مىيابد ولى با فرض اين كه پيامبران داراى عزت و پادشاهى باشند و خانه خدا هم از سنگهاى گرانبها باشد، ديگر اين شك و ترديد وجود نخواهد داشت بلكه خود رياست و عزت آنان و نفاست سنگها مردم را وادار به دوستى آنان و پذيرش ايشان مىسازد، زيرا اين امر مناسبتر است با كمالى كه انبيا به خدا