ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠١ - ٥٥ - يقول لما اراد كونه، كن، فيكون،
شده، و از توجه به اسباب خشنودى از محبوب از او حاصل مىشود و از طرفى خداوند متعال بكلى از تاثرات و اين گونه عوارض بدور مىباشد به اين علت محبّت و رضاى از طرف خدا را به «غير رقّة» مقيد كرده است يعنى محبت و رضاى خدا موجب تأثير و تأثر در ذات حق تعالى نيست.
(٤١٣٤٥- ٤١٣٣٩)
٥٤- و يبغض و يغضب من غير مشقّه،
حق تعالى بدون رنج و مشقت به خشم و غضب در مىآيد، بغض خداوند نسبت به بنده معنايى بر ضد محبّت وى نسبت به او مىباشد و آن چنين است كه از عطا كردن ثواب و پاداشهاى نيك به او كراهت، دارد به اين دليل كه مىداند اين بنده شايستگى هيچ گونه محبّت را ندارد پس بايد او را كيفر كرد و به خوارى و مذلّت دچارش ساخت.
معناى اين صفت در انسان آن است كه آدمى به دليل درد و ضررى كه از ناحيه غير تصور مىكند او را ناپسند مىداند و با شدت اين معنا نفرت شديد پيدا مىشود. نيروى غضب تحريك مىشود و قصد ذليل ساختن وى مىكند، اما غضب، در خدا از آن جا ناشى مىشود كه وى نسبت به مخالفت بنده و عصيان او آگاهى كامل دارد و در انسان حركت نفسانى و شعلهور شدن قوه غضبيّه است تا براى مبارزه با آزار و ضررى كه در طرف مقابل تصور مىكند برخيزد و چون دو صفت بغض و غضب باعث به جوش آمدن خون قلب و سبب ايجاد زحمت و رنج براى دارنده اين دو صفت مىشود لذا هنگام اطلاق آنها بر خداوند با ذكر عبارت من غير مشقّة از اين معنا احتراز فرموده است و چنان كه در بعضى از صفتهاى گذشته خاطر نشان ساختيم اين جا نيز نسبت دادن صفتهاى دوستى، خشنودى، خشم، و نفرت به خداوند به معناى مجازى آنها و از باب ذكر ملزوم و اراده لازم مىباشد زيرا لازمه معانى حقيقى اين واژهها نقصان و امكان صاحب آنهاست.
(٤١٣٥١- ٤١٣٤٦)
٥٥- يقول لما اراد كونه، كن، فيكون،
از ويژگيهاى ديگرى كه حضرت