ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٧ - ٧١ - و العالى على كل شيئى،
قدرت حق تعالى به كمال و استحكام آنها پرداخته است تا بزرگوارى و عظمت آفريننده را به اثبات برساند، و به اين لحاظ مىفرمايد: به اين دليل است كه بناى ساخته شده با دست قدرت او سستى ندارد و آنچه را كه وى نيرو داده ضعف و زبونى نمىبيند.
(٤١٤٨٦- ٤١٤٨١)
٦٩- هو الظاهر عليها سلطانه و عظمته،
سلطنت و عظمت اوست كه سر تا سر روى زمين را فرا گرفته است، امام (ع) با ياد آورى ضمير «هو» به حقيقت ذات حق تعالى اشاره كرده است كه هستى محض و وجود حقيقى واجب مىباشد و چون تعريف اين هويت و حقيقت ممكن نمىشود جز به اعتباراتى كه خارج از آن ذات باشند لذا به ظهور و غلبه تعبير فرموده است و به منظور اين كه مراد از ظهور و غلبه امرى حسّى و مكانى نيست آن را مقيّد به سلطنت و عظمت كرده است كه امرى معنوى است.
(٤١٤٩٣- ٤١٤٨٧)
٧٠- و هو الباطن لها،
اين صفت كه با صفت پيشين تقابل لفظى و معنوى دارد عبارت از آن است كه حق تعالى با احاطه علميش به امور داخلى زمين نظارت دارد و چون كلمه باطن ظهور در امر حسّى و جسمانى دارد لذا آن را مقيد به علم و معرفت كرده است و مرجع ضمير در كلمههاى عليها (در صفت پيشين) و لها (در اين صفت) زمين و آنچه در آن است مىباشد.
(٤١٥٠٢- ٤١٤٩٤)
٧١- و العالى على كل شيئى،
عزت و جلال او بر تمام زمين و مخلوقات آن اشراف و بلندى دارد منظور از عزت و جلال، پاكى و مبرّا بودن حق تعالى از كليه ويژگيهاى حادث است كه باعث نقص در ذات آنها مىباشد و چون اين خصوصيات از پايينترين مراتب نقص مىباشند لذا خداوند به اين دليل كه از آنها دور است در بالاترين مرحله كمال و برترى قرار دارد و ذات مقدس وى به اين اعتبار كه آفريننده و به وجود آورنده تمام مخلوقات و صفات آنها مىباشد از آنها برتر است پس علوّ و برترى حق تعالى بر مخلوقات به