ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٦٢ - فانكم قدمتم،
بود امّا نه اين كه آن را به خواب و استراحت به سر برند، بلكه به همان طريق كه بطور معمول شب، هنگام تنها زيستن و كنارهگيرى از جامعه مىباشد، ايشان نيز روزهاى روشن را مانند شبهاى تاريك از خلق كنارهگيرى كرده و به تنهايى و اضطراب به سر مىبردند. و پيوسته نگران آينده و آخرت نامعلوم خود بودند. در نسخهاى كه به خط سيّد رضى ديدهام به جاى كان كأنّ آمده كه تشبيه صريح مىباشد.
(٤٢٦٦٣- ٤٢٦٥٠)
فجعل اللَّه ...
گويا امام (ع) در اين عبارت مىخواهد بفرمايد كه وقتى اهل تقوا به دليل اتصاف به اين ويژگيها، آماده فضايل و كمالات شدند و شايستگى رضايت و خشنودى خداوند را پيدا كردند، حق تعالى بهشت را جايگاه آنان قرار داده و پاداشهاى عظيمى از نعمتهاى بىپايان خود را براى ايشان آماده ساخته، و آنان سزاوار چنين پاداشى مىباشند.
(٤٢٦٨٠- ٤٢٦٦٤)
فى ملك ... قائم،
در قدرتى هميشگى و نعمتى پا بر جا، و اين عبارت تفسير جزا و پاداش پرهيزكاران مىباشد و پس از بيان اين امور، با بيان برخى از فايدههاى تقوا كه رستگارى پرهيزكاران و انجام دادن اعمال نيك مىباشد، سفارش به اين موضوع را مؤكّد فرموده است، منظور از واژه مبطلون آنانى هستند كه از حق دور و از دايره اهل تقوا بيرون مىباشند و چون از اين ويژگى دورند گرفتار خسران و زيان خواهند بود.
(٤٢٦٨٤- ٤٢٦٨١)
و بادروا آجالكم بأعمالكم،
با انجام دادن عبادات و كارهاى خير، به پيشواز مرگ رويد، خودتان را آماده فرا رسيدن مرگ سازيد كه مبادا غافلگير شويد و پيش از آمادگى شما اجلتان فرا رسد، زيرا در آن موقع براى فراهم ساختن زاد و توشه سفر آخرت فرصت نخواهيد داشت.
(٤٢٦٩٢- ٤٢٦٨٥)
فانكم ... قدمتم،
واژه مرتهن كنايه از نفوس انسانهاى گناهكار مىباشد كه به سبب گناهان، در قيد گرفتار شده و با انجام دادن اعمال نيك از قيد و بند