ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٦٩ - ترجمه
(لات): حرف سلب است، اخفش مىگويد علماى نحو اين كلمه را مانند ليس دانسته و اسمش را در تقدير گرفتهاند و اين كلمه هر وقت با كلمه حين به كار مىرود، ولى گاهى هم حذف مىشود، مثل قول مازن بن مالك: «حنت و لات حنت [١]» كه كلمه حين حذف شده و بعضى اين عبارت را و لات حين مناص، خوانده و خبر آن را مقدر گرفتهاند اما ابو عبيده مىگويد اصل اين كلمه لاء بوده و حرف تا، بر سر حين افزوده شده، گر چه در اين جات، جدا نوشته شده است، چنانكه ابو و جره گفته است: «العاطفون تحين ما من عاطف [٢]» مورّج معتقد است كه ت در لات حرف زيادى است چنان كه در ثمّت و ربّت افزوده شده است.
(بال): به معناى حال و شأن و امر، و نيز به معناى قلب مىآيد.
[ترجمه]
«حمد خداى را كه ستايشش آشكار و لشكرش غالب و بزرگيش برتر است، او را بر نعمتهاى پى در پى و بخششهاى بزرگش مىستايم، خداوندى كه چون بردباريش زياد است عفو مىكند و در تمام داوريهاى خود عدل و داد را رعايت مىفرمايد و به آينده و گذشته آگاه است، با دانش و آگاهى خود، ايجاد كننده آفريدهها و با امر و فرمان خود خلق كننده آنان مىباشد، در حالى كه نه پيروى از كسى كرده و نه آموزشى يافته و نه بهرهمند از نمونه صنعت كار دانا و دور انديشى بوده، نه به خطا و اشتباهى برخورده و نه از حضور جماعتى استفاده كرده است و شهادت مىدهم كه محمد (ص) بنده او و فرستاده وى مىباشد، او را برانگيخت، در حالى كه مردم در گمراهى به سر مىبردند، و در سرگردانى غوطهور بودند، مهارهاى هلاكت آنان را مىكشيد و قفلهاى شك و گمراهى بر دلهاى آنها، نهاده شده بود.
اى بندگان خدا، شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم، كه حقى از
[١] نزديك شدى و حال آن كه هنگام نزديك شدن نيست.
[٢] مهربانى مىكنند هنگامى كه مهربانى كنندهاى نيست.