ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٨١ - مأزورون،
در اين امر كسى بر آنان تقدم نداشت، بر خلاف مردمى كه پست باشند و خود را حقير و بىمقدار شمارند كه چنانچه بر آنان ستمى رود معمولا اهميتى نمىدهند و اگر هم اول خشمگين و عصبانى شوند، اين حالت چندان دوام نمىيابد كه كينه انتقام جويانهاى را در دلشان ايجاد كند.
احتمال ديگر در عبارت فوق آن است كه كلمه مضاف حذف شده و تقدير آن چنين است: انهم لم يسبقوا بشفاء حقد من عدوهم، كسى برايشان به انتقام گرفتن و تشفى خاطرشان از دشمنشان پيشى نگرفته كه از طرف ايشان انتقام بگيرد چون ايشان خود داراى قوت و شجاعت مىباشند.
(٥٧٤٣٢- ٥٧٤٢٠) ٣- ويژگى سوم، بنى تميم با بنى هاشم رابطه خويشاوندى نزديكى دارند.
بعضى گفتهاند خويشاوندى آنها در پيوندشان به الياس بن مضر تحقق مىيابد زيرا هاشم پسر عبد مناف و او پسر قصى بن كلاب پسر مرة بن كعب پسر لوىّ بن غالب فهر بن مالك بن نضر بن كنانة بن حزيمة بن مدركة بن الياس بن مضر است، و تميم پسر مراد و او پسر طابخة بن الياس بن مضر مىباشد و به منظور ترغيب و تشويق در ايجاد ارتباط و اتصال و مدارا كردن با آنها تذكر داده است، كه پيوند با خويشان سبب پاداش در آخرت مىباشد.
(٥٧٤٥١- ٥٧٤٣٣)
مأزورون،
در اصل موزورون بوده، و براى اين كه با مأجورون تناسب داشته باشد و او تبديل به همزه شده است و در حديث آمده است لترجعنّ مأزورات غير مأجورات آن زنان در حالى برمىگردند كه بار گناه بر دوش دارند و اجر و پاداشى ندارند.
پس از بيان ويژگيهايى از اهل بصره كه به آن دليل بايد نسبت به آنان رفق و مدارا شود به ابن عباس دستور مىدهد كه در گفتار و كردارش آرامش را حفظ كند و تفكر و انديشه را از دست ندهد زيرا بردبارى و تدبّر در امور، انسان را بهتر، به درستى و صحت مىرساند و خير و شر را برايش مشخص مىكند