ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٥ - شرح
(١٢٠٩) ٢٠٩- گفتار آن حضرت در باره كسانى كه براى جنگ با آن حضرت به سوى بصره آمده بودند مىفرمايد:
فَقَدِمُوا عَلَى عُمَّالِي وَ خُزَّانِ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ الَّذِي فِي يَدَيَّ- وَ عَلَى أَهْلِ؟ مِصْرٍ؟ كُلُّهُمْ فِي طَاعَتِي وَ عَلَى بَيْعَتِي- فَشَتَّتُوا كَلِمَتَهُمْ وَ أَفْسَدُوا عَلَيَّ جَمَاعَتَهُمْ- وَ وَثَبُوا عَلَى شِيعَتِي فَقَتَلُوا طَائفَةً منْهُمْ غَدْراً- وَ طَائفَةٌ عَضُّوا عَلَى أَسْيَافِهِمْ- فَضَارَبُوا بِهَا حَتَّى لَقُوا اللَّهَ صَادِقِينَ (٥١٨٣٠- ٥١٧٨٦)
[لغت]
(عضّوا على اسيافهم): شمشيرها را به همراه خود داشتند.
[ترجمه]
«آنان بر ماموران من و خزانهداران بيت المال مسلمين و نيز بر اهل شهرى كه همه در اطاعت و بيعت من بودند وارد شدند، اجتماع آنها را برهم زدند و انديشه آنان را در باره من تباه كردند، بر شيعيان من حمله بردند، عدهاى را ناجوانمردانه كشتند، ولى جمعى از ايشان دليرانه دست به قبضه شمشير برده و با آنان جنگيدند تا سرانجام صادقانه به ديدار پروردگار خود نايل آمدند و شربت شهادت نوشيدند».
[شرح]
(٥١٨٣٠- ٥١٧٨٦) منظور از «مصر» شهر بصره است، و مقصود از كسانى كه بر آن شهر