ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٥ - بلا اقتداء و لا تعليم،
معلوم خود باشد و يا اين كه خود متبوع است و مىتواند علت آفرينش باشد در جاى مناسب خود، بحث و تحقيق شده است و از مواردى است كه عده زيادى را به ورطه خطا و اشتباه افكنده است. ممكن است واژه مبتدع را به معناى آفريننده نگيريم تا دچار اشكال بالا نشويم بلكه آن را به معناى محكم كننده و ابداع كننده و خلاصه كسى بگيريم كه منظره بديعى را به وجود مىآورد كه از زيبايى آن بيننده به شگفتى در مىآيد، و معلوم است كه اين مطلب از علم بر مىخيزد و به اين دليل است كه محكم كارى و زيبايى عمل را نسبت به علم و دانش فاعل آن عمل، مىدهند.
(٤٢٨٤٦- ٤٢٨٤٤)
٨- و منشئهم بحكمه،
آخرين صفتى كه حضرت در اين خطبه براى حق تعالى بيان فرموده آن است كه خداوند تمام موجودات را با حكمت و مصلحت و تدبير خويش به وجود آورده است، با اين معنا اين صفت مثل صفت قبل خواهد بود، ولى ممكن است حكم را به معناى قدرت و توانايى بگيريم يعنى خداوند با قدرت خود عالم هستى را ايجاد فرمود.
(٤٢٨٦١- ٤٢٨٤٧)
بلا اقتداء و لا تعليم،
يعنى حق تعالى در آفرينش و ابداع و استحكام موجودات نه از كسى پيروى كرده و نه آن را از ديگرى آموخته است.
و لا اصابة خطاء، يعنى چنان نيست كه خداوند آفرينش موجودات را نخست عجولانه و اشتباهى و بدون علم و آگاهى انجام داده و پس از آن كه برايش آگاهى پيدا شده آن را از سر گرفته و به طريق صحيح انجام داده باشد زيرا اگر چنين باشد لازم آيد كه علم به اين امور در خداوند حادث شده باشد و حال آن كه محال است كه حق تعالى محل حوادث باشد.
نظير اين اعتراض را متكلمان بر خودشان وارد كرده و پاسخ دادهاند، آن جا كه در مورد استدلال بر اين كه خداوند بر تمام معلومات علم و آگاهى دارد مىگويند چون خداوند به بعضى امور علم دارد و اين علم را از هيچ راه به